|
|
|
3
|
|
1388/02/12
|
|
محدوده مسجد الحرام
|
|
هیچ فایلی الصاق نشده است !
|
|
|
محدوده مسجد الحرام
1 ـ امام صادق عليه السّلام : حضرت ابراهيم عليه السّلام در مكّه بين حَزْوَره[1] تا مسعى را خط كشيد. اين همان خطّ و حدّى بود كه ابراهيم عليه السّلام رسم كرد، يعنى مسجد.
2 ـ حسين بن نعيم: از امام صادق عليه السّلام درباره نماز در محدوده اى كه به مسجد الحرام افزوده اند، پرسيدم. حضرت فرمود: ابراهيم و اسماعيل عليهما السّلام محدوده مسجد را بين صفا و مروه معين كردند. مردم هم از مسجد تا صفا حج مى كردند.
3 ـ عبدالصمد بن سعد: منصور دوانقى، خليفه عباسى، خواست كه خانه هاى اهل مكّه را بخرد و به مسجد الحرام بيفزايد، نفروختند. آنان را تشويق كرد، امتناع كردند. از اين مسأله دلتنگ شد. نزد امام صادق عليه السّلام آمد و گفت: من از اينان بخشى از خانه ها و آستانه هايشان را خواستم تا به مسجد بيفزاييم، ندادند. اين مرا بشدّت اندوهگين ساخت. امام صادق عليه السّلام فرمود: آيا اين تو را غمگين مى سازد، در حالى كه حجت و دليل تو بر آنان در اين مسأله آشكار و ثابت است؟ گفت: چگونه بر آنان استدلال آورم؟ فرمود: به كتاب خدا. گفت: به كجاى قرآن؟ فرمود: اين سخن خدا: «اِنّ أوّل بيتٍ وُضِعَ لِلنّاس لَلّذي بِبَكّة » خداوند خبر داده است كه: «همانا اولين خانه اى كه براى مردم نهاده شد، همانا خانه اى است كه در مكّه است». اگر آنان پيش از كعبه در آن جا ولايت و مالكيّت داشتند، خانه ها و حياطها از آنان است، امّا اگر خانه خدا پيش از آنان بوده است، پس
«فنا»[2] و آستانه كعبه متعلّق به آن است.
منصور آنان را فراخواند و با اين آيه بر آنان احتجاج كرد. به او گفتند: آن چه دوست دارى انجام بده.
4 ـ حسن بن على بن نعمان: مهدى عباسى چون مسجد الحرام را توسعه داد، خانه اى در گوشه مسجد مانده بود. از صاحبان آن خواست، ندادند. در اين باره از فقيهان پرسيد. همه گفتند: سزاوار نيست به غصب چيزى را جزء مسجد الحرام كنند. على بن يقطين به او گفت: اگر در اين مسأله براى موسى بن جعفر عليه السّلام بنويسى، او در اين باره راه حل درست را خواهد گفت. به والى مدينه نوشت كه از موسى بن جعفر بپرسد در باره خانه اى كه مى خواهيم داخل در مسجد الحرام كنيم، صاحب آن نمى دهد. راه چاره چيست؟ والى مسأله را به موسى بن جعفر گفت. حضرت فرمود: آيا حتماً بايد جواب داد؟ گفت: آرى، چاره اى نيست. فرمود: بنويس: «بسم الله الرحمن الرحيم، اگر كعبه بر مردم وارد شده است، مردم به حياط خانه هاى خود سزاوارترند و اگر مردم بر آستانه كعبه فرود آمده اند، كعبه به آستانه و حياط خود سزاوارتر است». چون نامه به دست مهدى عباسى رسيد، نامه را گرفت و بوسيد، سپس دستور به تخريب آن خانه داد. صاحبان آن خانه، خدمت امام كاظم عليه السّلام رسيدند و از او خواستند نامه اى به مهدى عباسى بنويسد كه قيمت خانه هاشان را بپردازد. حضرت به او نوشت: چيزى به آنان بپرداز. او هم ايشان را راضى ساخت.
توضيحى پيرامون حدود مسجدالحرام
حضرت ابراهيم عليه السّلام حدود مسجد الحرام را تعيين كرد ، ولى اين حدود توسط اعراب جاهليت فراموش شد و مكّيان به تدريج در حرم و درون مسجد به خانه سازى پرداختند . با قدرت گرفتن اسلام و افزايش جمعيت مسلمانان ، توسعه مسجد و بازگرداندن به حدود اوّليه آن ضرورى نمود . از اين رو عمر در سال 17 هجرى و عثمان در سال 26 هجرى نخستين توسعه ها را انجام دادند. سپس عبدالله بن زبير در سال 65 هجرى و هنگام تجديد بناى كعبه ، صحن مسجد را از شمال و جنوب گسترش داد . از جنوب، آن را به ناحيه «صفا» و «باب بنى مخزوم» رساند و در شمال، ميان «حجر اسماعيل» و «دار الندوه» تا «دار شيبة بن عثمان» را توسعه داد. در دوران خلافت عباسى ، ابتدا منصور در سال 137 هجرى شمال و غرب مسجد را توسعه داد و آن را تا «باب بنى سهم» رساند وسپس مهدى عباسى نخست در سال 161 همه خانه هاى باقيمانده ميان مسجد الحرام و «مسعى» را خراب كرد و حدّ مسجد را «مسعى» قرار داد و سپس در سال167 مسجد را از هر سو به اندازه اى توسعه داد كه كعبه در وسط مسجد قرار گرفت و مسجد الحرام را از جهت شرق و غرب به حدّ اوّليه خود رساند . زيرا ابراهيم عليه السّلام حدّ شرقى مسجد را «مسعى» و حدّ غربى را «حزوره» قرار داده بود و حزوره همان بازار «حناطين» بوده است كه حد غربى توسعه مهدى عباسى است .
بر اين اساس وهمان گونه كه از جواب امام صادق عليه السّلام در دو روايت اوّل همين فصل فهميده مى شود ، مسافت هاى اضافه شده، حكم مسجد الحرام را دارند ، بلكه بخشى از آن هستند و زياده محسوب نمى شوند . افزون بر اين، امام كاظم عليه السّلام نيز همچون امام صادق عليه السّلام اين محدوده را از آغاز جزو مسجد الحرام و ساختن منازل توسط مكّيان را غصب محدوده مسجد مى داند ولذا كسب رضايت صاحبان خانه را لازم نمى بيند و اين معنى از روايات آخر همين فصل استفاده مى شود .
بعد از توسعه عباسى كه آخرين آن ها در زمان المقتدر بالله است ، دو توسعه حكومت عربستان سعودى در سال 1375 و 1409 ، مساحت مسجد الحرام را چند برابر كرده و از حدّ اوليه گذرانده است . لذا برخى از فقيهان نسبت به جريان احكام ويژه مسجد الحرام در مكان هاى اضافه شده اخير احتياط مى كنند و برخى ديگر احتياط را مستحب مى دانند ، زيرا همين كه مردم آن ها را جزو مسجد الحرام بدانند و در عرف، نام مسجد بر آن بنهند، كافى است تا احكام آن جريان يابد.
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
|
کلیه حقوق مادی ومعنوی این پورتال محفوظ و متعلق به موسی قربانی می باشد
|