تخريب و بناى كعبه، از آغاز اسلام تاكنون
در سال 64 هجرى، عبدالله بن زبير شورش كرد و شهر مكه را به عنوان مركز حكومت خود برگزيد. سپاهيان شام كه در پى براندازى حكومت زبيريان بودند، براى تصرف آن، ابتدا به مدينه رفتند و سپس با سركوبى قيام آن شهر، به سوى مكه آمدند. آنها بر فراز كوه هاى اطراف رفتند و شهر مكه را در حصار خود گرفتند و با نصب منجنيق، شهر را با آتش و سنگ مورد حمله قرار دادند. در اين درگيرى ها، پرده كعبه آتش گرفت و پس از آن كعبه نيز ويران شد. در همين حال، خبر مرگ يزيد به سپاهيان شام رسيد و آنان بازگشتند.
عبدالله بن زبير، به رغم مخالفت برخى از اصحاب، باقى مانده ديوار كعبه را از پايه و اساس برداشت و بار ديگر آن را بنا كرد. وى در بناى جديد كوشيد تا تغييرى را كه قريش در ساختمان كعبه داده و مقدارى از مساحت آن را در سمت حِجْر اسماعيل كاسته بودند، ـ حدود سه متر ـ به كنارى نهد و كعبه را به همان شكل قبل از بناى قريش در آورد.
به علاوه، ابن زبير ـ به مانند آنچه پيش از بناى قريش بود ـ دو در براى كعبه گذاشت كه هر دو در، روى زمين قرار داشت ـ نه مانند وضع فعلى كه حدود 2 متر بالاتر
از زمين است ـ يك در براى ورود و در ديگر براى خروج بود. اين درها، دقيقا به جاى همان محلى بود كه درهاى پيشين قرار داشت. درِ فعلى در سمت شرقى است و درِ ديگر در برابر آن در سمت غربى بود. ابن زبير قدرى نيز بر ارتفاع مسجد افزود.
از زمان ابن زبير رسم شد كه به هنگام ترميم كعبه، يك ديوار چوبى بزرگ در اطراف آن نصب مى كردند تا طواف گزاران، خارج از آن ديوار طواف كنند و ناظر تجديد بنا يا ترميم كعبه نباشند.
چند سال بعد (73 هجرى قمرى) شهر مكه به دست حَجّاج بن يوسف ثقفى افتاد و عبدالله بن زبير به قتل رسيد. حَجّاج با نوشتن نامه اى به عبدالملك مروان، خليفه وقت، از وى خواست تا اجازه دهد كعبه را به شكل قبلى خود در آورد و افزوده ابن زبير را كم كند. عبدالملك اجازه داد تا كعبه به همان صورت گذشته، كه از پيش از بعثت ساخته شده بود، تنها داراى يك در باشد و آن مقدار از حجر اسماعيل كه داخل كعبه شده بود، دوباره بر
حِجْر افزوده شود. نوشته اند كه بعدها عبدالملك از اين دستور خود پشيمان شد; چرا كه گفته مى شد عبدالله بن زبير بر اساس روايتى از رسول خدا(صلى الله عليه وآله) آن تغييرات را ايجاد كرده بود.
سالها بعد، منصور عباسى در انديشه بازسازى آن بر اساس بناى ابن زبير بود كه مالك ابن انس او را از آن نهى كرد و گفت: نبايد او با اين اقدام خود كارى كند كه كعبه ملعبه دست ملوك و اميران بعدى قرار گيرد; به طورى كه هر روز كسى از آن كم كند و يا بر آن بيفزايد و هيبت آن را از بين ببرد.
مصالح مورد استفاده در بناى كعبه، سنگ هاى سياهى است كه از كوه هاى اطراف مى آوردند. به همين دليل بناى آن بسيار مستحكم و استوار است.
بعدها بازسازى كعبه در حدّ ترميم و تعمير ادامه يافت. تنها در زمان سلطان مراد
چهارم، كعبه دقيقا مانند همانچه كه از زمان حجاج باقى مانده بود، بجز در قسمت حجر الأسود از اساس بازسازى گرديد. اين بازسازى نسبتا كامل در سال 1040 هجرى صورت گرفت. دليلش آن بود كه در سال 1039 در مكه سيل عظيمى راه افتاد كه به خرابى مهمى در بناى كعبه منجر شد. گزارش اين سيل و همچنين گزارش تجديد بناى ديوارهاى افتاده كعبه را ملازين العابدين كاشانى از علماى برجسته شيعه كه خود در اين بازسازى كارگرى مى كرده است، در رساله كوچكى به نام «مُفَرّحَةُ الأنام فى تأسيس بيت الله الحرام» نوشته است.(1)
او در آغاز رساله خود چنين نوشته است:
«روز چهارشنبه، نوزدهم شعبان 1039، سيل عظيمى داخل مسجد الحرام شد و آب به درون كعبه شريفه درآمد، به قدر قامت فقير و يك شبر و دو انگشت ... و خرابى بسيار درمكه معظمه واقع شد وچهار صد وچهل و دو نفر در سيل هلاك شدند; از آن جمله معلمى با سى طفل در مسجدالحرام بوده وسيل ازابواب مسجد داخل مى شده، نتوانستند كه بيرون آيند و كسى نيز نتوانست به ايشان رسيد و آب از سر ايشان گذشت...»
وى سپس شرحى مبسوط از چگونگى مسجد الحرام و تجديد بناى ديوار كعبه و نقش خود و شخصى به نام حسين ابرقوهى در آن بيان كرده است.
درواقع، قرار گرفتن كعبه در امتداد وادى ابراهيم، سبب مى شد تا سيل به آن آسيب رساند. در اصل، مسير سيل ـ يا به عبارتى مسيل ـ همان طريق (راه) مسجد الحرام است كه آب را به سمت حرم سوق مى دهد. پيش از اين، از زمان صدر اسلام، در محل «مسجد الرايه» كه آن را «مسجد الردم الأعلى» مى ناميده اند، سيل بند ساخته مى شد. با اين حال،بيشتراوقات سيل به سوى مسجدالحرام سرازير مى گشت وآن رامملو از آب مى كرد.
از قديم مردم مكه براى هر يك از اين سيل هاى هولناك نامى برمى گزيدند و شمارش
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ اين رساله به كوشش مؤلف اين سطور در فصلنامه «ميقات حج» سال دوم، شماره پنجم چاپ شده است.
آنها را داشتند.(1)
فهرست سيل هايى كه تا سال 1350 قمرى در مكه جارى شده و در كتاب هاى تاريخ ثبت گرديده، به هشتاد و پنج مى رسد.(2) بعد از آن هم در سال 1384 سيل مهمى در مكه
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 ـ فهرست سيل هاى مكه تا قرن سوم را، نكـ : اخبار مكه، فاكهى، ج 3، صص 112 ـ 104. نيز فهرست سيل بندها را هم در همانجا ص 112 ملاحظه فرماييد.
2 ـ ازرقى، اخبار مكه، ملحقات، ج 2، ص 326 ; همچنين بنگريد مقاله «حوادث تاريخى مكه» از محمدهادى امينى، فصلنامه «ميقات حج» ش 1، صص 72 ـ 68 كه در باره اين سيل ها و سيل بندها به تفصيل سخن گفته است.
جارى شد كه عكس هاى آن باقى و موجود است.
به هر روى، كعبه پس از بناى آن در سال 1040 تاكنون، تنها اصلاحات جزئى، بر روى آن انجام گرفته و تعمير شده است. يكى از مهم ترين اين ترميم ها، اقدامى است كه در سال 1377 قمرى به دستور ملك سعود بن عبدالعزيز براى اصلاح سقف كعبه صورت گرفت. در اين اقدام، سقف پيشين به طور كلى برداشته شد و پس از ترميم ديوارها، مجدداً سقف تازه اى زده شد. در ادامه همين تعميرات، داخل كعبه و ناودان و پله هاى داخل، براى رسيدن به سقف و ستون هاى نگاه دارنده سقف نيز ترميم شد.
ترميم كعبه در سال هاى 1415 ـ 1417 هجرى قمرى
با گذشت بيش از 375 سال از بناى آخرينِ كعبه، كه به سال 1040 هجرى صورت گرفت، ديواره هاى داخلى و خارجى كعبه، دستخوش برخى تغييرها و دگرگونى ها شد كه ضرورت ترميم آن را ايجاب مى كرد; از جمله برخى از سنگ هاى بيرونى ديوار، دچار خوردگى هايى شده بود كه بى توجهى به آن، كار درستى به نظر نمى رسيد. به همين دليل، در سال 1414 هجرى بنا شد تا اصلاحاتى در مجموع بناى كعبه صورت گيرد. اين اصلاحات شامل پر كردن خلأ ميان سنگ ها و اصلاح شكستگى آنها با جنس خود آن سنگ ها بود كه از كوه هاى مكه گرفته شده بود.
بندهاى ميانى سنگ ها با ملاط مخصوص، به رنگ مايل به سفيد، به صورت خطوطى مستقيم كشيده شد و ظاهر كعبه به صورت يك بناى تازه درآمد; در حالى كه بنا، همان بناى كهن باقى ماند. در سال 1415 مرمت بيرونى ديوارهاى كعبه به پايان رسيد، در حالى كه زائران مى توانستند كارهاى انجام شده را مشاهده كنند. پس از آن انديشه بازسازى جدى كعبه مطرح شد تا هم خرابى هاى موجود رفع شود و هم زمينه هاى خرابى هاى بعدى از ميان برود. فواصل موجود ميان الواح و كتيبه هاى موجود در داخل كعبه با سنگهاى اصلى، زمينه رشد موريانه و انواع قارچها را فراهم
كرده بود كه مى بايست از ميان مى رفت. اين اقدامات، فرصتى را مى طلبيد كه به ماه آغازين سال 1417ق. موكول شد. مسؤوليت اصلاحات را مؤسسه بن لادن عهده دار شد و با كشيده شدن يك ديوار بلند در اطراف كعبه، مهندسان و كارگران در دهم محرم به سرعت مشغول به كار شدند. ابتدا تمام الواح يادگارى و تاريخدار از داخل كعبه جمع آورى و در جاى ديگرى نگهدارى شد. سقف كعبه و نيز سه ستون چوبى به طور كامل برداشته شدند و از نو تجديد گرديدند. سطوح داخلى ديواره هاى كعبه نيز به همان شكل كه سطح خارجى آن ترميم شده بود، اصلاح گرديد. تمام سنگ هايى كه براى اصلاح ملاط هاى آن برداشته مى شد، ابتدا به ترتيب شماره گذارى شده و دقيقا پس از اصلاح سرجايش گذاشته مى شد. طبعا ملاطها نيز عوض مى شدند تا حالت چسبندگى خود را حفظ كنند. اين اصلاحات به تدريج و بخش بخش انجام مى شد تا در حين كار استحكام بنا حفظ شود. بدين صورت كه اصلاح ديواره ها، از رج هاى بالايى آغاز شد تا به آخرين رج در ديوار كه همسطح كف كعبه بود، ختم گرديد. براى سقف كعبه نيز كه مهم ترين ماده آن چوب است، پس از مشورت هاى فراوانى كه با مراكز مختلف صورت گرفت، بنا شد چوبهايى بكار رود كه ضمن داشتن مقاومت بالا حالت انقباضى كمترى داشته و بتوانند در برابر موريانه و قارچ و نيز آب و هواى عربستان مقاومت كنند. قطعه هاى چوب عمدتا از چوبهايى انتخاب شد كه داراى طول ده متر و عرض دست كم يك متر بود. اين چوبها از جنگل هاى برمه انتخاب شده و پس از آماده سازى به جده و از آنجا به مكه انتقال داده شد. پس از اصلاح وضع داخل كعبه و سقف آن، حجر اسماعيل هم به طور كامل بازسازى شد و سنگهاى بكار رفته در اصل ديوار و نماى خارجى آن، تعويض گرديد.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . در اين باره نكـ : فصلنامه ميقات حج، ش 36، مقاله «آخرين توسعه ومرمت كعبه» از عبيدالله محمد امين كردى، صص 144 ـ 128
مسجد الحرام و دوره هاى تاريخى توسعه آن
پيروزى اسلام در مكه سبب شد تا خانه خدا و اطراف آن، از لوث وجود بتها پاك شود و فضاى مكه را اذان بلال، كه شعار توحيد بود، در بر گيرد. تا اين زمان، هيچ حصارى و بنايى در اطراف مسجدالحرام نبود. تنها در اطراف كعبه، آن سوى محدوده طواف خانه هاى عرب ها بنا شده بود.
با گسترش اسلام و افزوده شدن به شمار مسلمانان، احساس شد كه بايد محدوده طواف وسيع تر شود. از اين رو، خليفه دوم دستور داد تا خانه هاى اطراف را بخرند و خراب كنند و به محدوده مسجد بيفزايند; همچنين گفت تا ديوارى كمتر از قامت يك انسان در اطراف مسجد بكشند، درهايى نيز در آن بگشايند و مشعل هايى بر فراز ديوارها نصب كنند تا مسجد در شب روشن بماند. پرده هاى كعبه را نيز عوض كنند. از آنجا كه كعبه و مسجد در معرض سيل بود، كوشش شد تا سيل بندهايى در اطراف آن احداث شود كه از هجوم آب و سرازير شدن آن به مسجد جلوگيرى كند.
بر اساس رسمى كهن، به مردمى كه در اطراف كعبه زندگى مى كردند دستور داده شد بناهاى خود را بلندتر از كعبه نسازند تا بناى كعبه و مسجد تحت الشعاع آنها قرار نگيرد. گفتنى است، پيش از ظهور اسلام، ساكنان مكه به احترام كعبه، خانه هاى خود را به صورت مربع نمى ساختند.
پس از اقدامات خليفه دوم در سال هفدهم هجرى، خليفه سوم در سال بيست وشش هجرى، بار ديگر بر محدوده مسجد افزود. او دستور داد تا خانه هاى ديگرى را خريده و ضميمه مسجد سازند. ميان او و برخى از صاحبان خانه ها درگيرى پيش آمد كه سرانجام برخى از آنها راضى شدند و برخى نيز ناراضى باقى ماندند.
خليفه سوم، همزمان با توسعه مساحت مسجد، دستور داد، رواق هايى براى مسجد ساخته شود. تا آن زمان، محيط اطراف كعبه، به طور كامل بدون سقف بود و اين نخستين بارى بود كه بخش هايى از آن مسقف مى شد.
توسعه مسجدالحرام در خلافت وليد
وليد بن عبدالملك اموى (خلافت از 86 ـ 96 هـ .)، در دوره اى حكومت مى كرد كه خزانه بيت المال پر از غنايم و اموالى بود كه به عنوان خراج و جزيه و عُشْريه از اطراف و اكناف به شام مى رسيد. او خليفه اى اهل رفاه و علاقه مند به ساختن بناهاى با شكوه و پر عظمت بود. از اين رو، علاوه بر ساختن جامع اموى در دمشق و توسعه مسجد النبى در مدينه و بناى بسيارى از اماكن مدينه، بر مساحت مسجدالحرام به مقدار 1725 متر افزود و مسجد را بازسازى كرد. او رواق هايى در اطراف مسجد ساخت و آنها را با ستون هايى عظيم سرپا نگاه داشت. اين ستون ها به صورت زيبايى تزيين شد و در قسمت هايى از آنها طلا به كار رفت. وليد ناودان خانه خدا را نيز از طلا ساخت كه تا به امروز به همين نام شهرت دارد.
ساختمان مسجد در عهد عباسيان
منصور، دومين خليفه عباسى ( خلافت از 136 ـ 158 هـ .)، در سفرى كه براى حج گزارى به مكه آمد، احساس كرد كه مسجد گنجايش مسلمانانى را كه براى حج آمده اند، ندارد، مصمم شد تا با خريدن خانه هاى اطراف و ضميمه كردن آنها به مسجد، به توسعه آن اقدام كند. مردمى كه صاحب خانه هاى اطراف بودند، با چنين تصميمى مخالفت كردند، اما پس از آن به فروش خانه هاى خود رضايت دادند.
در اين افزايشِ مساحت، وسعت مسجد دو برابر شد و نزديك به پنج هزار متر مربع بر مساحت مسجد افزوده گرديد. اين افزايش در جهت شمال و غرب مسجد صورت گرفت. اين بار نيز رواقهايى براى مسجد در اطراف آن ساخته شد. علاوه بر آن، مناره اى نيز در ركن غربى مسجد احداث گرديد. گسترش تزيينات روى ديوارها و ستون ها نيز بيشتر شد. بناى مسجد كه در سال 137 آغاز شده بود، در سال 140 هجرى خاتمه يافت.
«مهدىِ عباسى» فرزند منصور، (خلافت از 158 ـ 169 هـ . ق.) در سال 161 تصميم
به افزايش مجدد مساحت مسجد گرفت و خانه هاى بيشترى را خريد و به مسجد ضميمه
كرد. برخى از مردم از واگذار كردن خانه هاى خود ابا داشتند. وقتى مهدى عباسى در اين باره از موسى بن جعفر(عليه السلام) سؤال كرد، حضرت به او نوشت: اگر كعبه پس از آمدن مردم
به اينجا ساخته شده، يعنى ابتدا مردم در اينجا سكونت داشته اند، مردم در واگذار نكردن
خانه هاى خود اولى هستند، اما اگر ابتدا كعبه بوده و مردم پس از آن آمده اند، مسجد به زمين هاى اطراف خود اولويت دارد. مهدى عباسى با استناد به همين نكته، خانه ها را گرفت. پس از آن، صاحبان خانه ها نزد امام كاظم(عليه السلام) آمدند و از ايشان خواستند تا از مهدى بخواهد پول خانه شان را بدهد و امام چنين كرد.(1)
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . تفسير العياشى، ج 1، ص 185 ; الحج والعمرة فى الكتاب و السنه، ص 64 ـ 63
مساحت افزوده شده به مسجد توسط مهدى عباسى 8380 متر مربع بود. در اين توسعه درهاى متعددى را در اطراف مسجد گشود و تا قرن ها بعد، به همان صورت باقى ماند.
مهدى عباسى در سال 164 از كاردانان خواست، طرحى تهيه كنند تا مسجد از ناحيه جنوبى نيز وسعت يابد، به طورى كه به صورت تقريبى، مسجد به شكل مربع در آيد; به گونه اى كه كعبه در ميانه آن قرار گيرد. بدين ترتيب، مجدداً مساحت مسجد به مقدار 6560 متر مربع افزايش يافت و رواق هايى در اطراف آن ساخته شد و ستون هايى برافراشته گرديد. اين ستون ها هنوز بر سر پا است و كتيبه اى كه يادگار دوره مهدى عباسى است، بر آن باقى مانده است.
گفتنى است، به روزگار مهدى عباسى مسجد در سمت مسعى به اندازه اى توسعه يافت كه ميان مسجد و مسعى فاصله اى نماند; با اين حال، بعدها باز در اين محدوده به تدريج خانه هايى ساخته شد.(1)
پس از مهدى عباسى، در زمان «معتضد» و «مقتدر عباسى»، قسمت هاى كوچكى به بخش هاى شمالى و غربى مسجد افزوده شد. از آن جمله محل «دارالندوه» بود كه از زمان قُصَىّ بن كلاب در جاهليت براى مشاوره قريش درباره كارهاى مهم، در كنار مسجد الحرام ساخته شده بود. قرار بر آن بود تا تنها قريشيانى كه چهل سال از عمرشان گذشته است، به اين مجلس مشورتى وارد شوند. اين محل تا اواخر قرن سوم هجرى برپا بود و زمانى كه خلفا به حج مى آمدند، در آنجا اقامت مى كردند.
در اين زمان، به بناى دارالندوه بى توجهى شد و رو به تخريب بود. هرگاه باران مى آمد، گِل و لاى آن به مسجد الحرام سرازير مى شد. اين امر سبب شكايت امير مكه به معتضد عباسى (خلافت از 279 ـ 289) شد و وى از خليفه خواست تا اجازه دهد آنجا را به مسجد بيفزايد يا به محلّى براى اقامت حجاج تبديل كند. معتضد اين طرح را پذيرفت و دستورش را صادر كرد. اين افزايش در سال 281 هجرى صورت گرفت.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1 . احمد السباعى، تاريخ مكه، ص 159
«مقتدر» (خلافت از 295 ـ 320) نيز در سمت باب ابراهيم، محدوده اى را به مسجد افزود. در دوران مستنصر بالله عباسى (623-640) كوشش هاى زيادى براى بازسازى و نوسازى برخى ازبناها صورت گرفت. يادگار اين تجديد بناها، كتيبه هاى متعددى است كه ازاين خليفه در جاى هاى چندى وجوددارد. ازآن جمله براى تجديد بناى مطاف، كتيبه اى ازاين خليفه درموزه حرم نگهدارى مى شود. همچنين براى بناى مسجد البيعه در نزديكى جمره عقبه، كتيبه اى از اين خليفه موجود است كه روى ديوار آنجا برقرار مانده است.
تصوير 12
پس از آن، جز بازسازى هاى اصلاحى، كه هر از چندى، به وسيله خلفا و اميران در مسجدالحرام انجام مى يافت، كارى صورت نگرفت. با اين حال روشن است كه در تمام دوره مملوكى و عثمانى، بناى رواق هاى اطراف مسجد، هر از چندى ترميم و در مواردى از اساس بازسازى مى شد. اخبار بسيارى از اين بازسازى ها را در كتابهاى تواريخ مكه و كتابهايى كه در تاريخ خلفاى مملوكى و عثمانى نگاشته شده است، مى توان دريافت. ننوشتن اين افزوده ها نخست بدان دليل است كه ضمن آنها توسعه جدى صورت نمى گرفته و تنها به نوسازى
توجه مى شده است. به علاوه، به قدرى اخبار آنها فراوان است كه در اين مختصر، امكان پرداختن به آنها نيست. كتيبه هاى متعددى از اين بازسازى ها به ويژه به روزگار قايتباى،
از سلاطين بزرگ مملوكى در قرن نهم هجرى باقى مانده است. در حال حاضر، با نگاهى به بناى رواق هاى اطراف مسجد مى توان دريافت كه معمارى آن ميراث دوره مملوكى و بهويژه، روزگار عثمانى است.
مسجدالحرام در دوره سعودى ها
در سال 1368 قمرى، (1328 ش .) ملك عبدالعزيز دستور داد تا مسجد را از هر سو توسعه دهند. اين توسعه كه از سال 1375 قمرى / 1335 ش . آغاز شد، مساحت مسجد را تا 160861 متر رساند. اين مقدار مساحت، براى جمعيت نمازگزارى بالغ بر سيصد هزار تن در نظر گرفته شد. تعداد درهاى مسجد نيز در اين افزايش تا 64 رسيد.
ملك فهد كه به دنبال مرگ برادرش خالد، در سال 1402 ق. / 1361 ش . به سلطنت
رسيد، يكى از كارهاى اساسى خود را رسيدگى به امور حرمين شريفين قرار داد. وى به سال 1409 قمرى، تصميم گرفت، مسجد الحرام را به صورت بى سابقه اى افزايش دهد و به اصلاح و ترميم آن و اطرافش بپردازد. اين افزايش، تا اين تاريخ، بيشترين افزايشى بود كه در طول تاريخ مسجد الحرام در اين مسجد صورت گرفته بود.
افزوده دوم سعودى، به طور عمده در بخش غربى مسجد صورت گرفت و محدوده اى به وسعت 76000 هزار متر مربع را در اين قسمت، به صورت يك مربع، در ضلع غربى مسجد، بر آن افزود. دو مناره بزرگ كه هر يك به ارتفاع 89 متر بود، در آن قسمت بنا گرديد. به علاوه، سه قبه بزرگ در ميانه سطح افزوده شده ساخته شد كه هر كدام بر چهار ستون استوار، بنا گرديده است. گفتنى است، تعداد مئذنه هاى فعلى مسجد الحرام، نُه عدد مى باشد.
به علاوه، اقدامات اساسى ديگرى مانند بناى زيرزمين، ايجاد يك طبقه روى طبقه همكف و نيز آماده سازى سطح بالاى طبقه نخست براى اقامه نماز، از كارهايى بود كه صورت گرفت. هچنين براى انتقال زائران به طبقه اول و بام آن، افزون بر سرويس پله هاى عادى، چندين بالابر برقى در قسمت هاى مختلف مسجد نصب گرديد.
جدا از رواق هاى افزوده شده، محوطه هاى بزرگى در شرق و غرب و جنوب در خارج از مسجد، بدون سقف براى اقامه نماز آماده گرديده است. مساحت تقريبى اين ميادين در شرق ـ بيرون مسعى ـ 46000 متر مربع، در جهات ديگر 42000 متر مربع و جمعاً 88000 متر مربع مى باشد.(1)
تلاش هايى نيز براى بهبود وضع تهويه هوا در مسجد الحرام صورت گرفت كه بخشى از آن، از طريق وارد كردن هواى خنك به مسجد، از ميان ستون هاست كه از مركزى در بخش اجياد با فاصله 450 مترى از مسجد، تهيه و آماده و ارسال مى شود. اما بيشتر كار خنك كردن مسجد از طريق پنكه هاى سقفى است كه آنها را 1292 عدد نوشته اند.