جمعه 9/10/90 روز بصیرت
پایان ثبت نام نامزدهای انتخابات ، اشکهای دیدنی مردان قاین، روز بصیرت اندر بصیرت و...
هفته گذشته ،هفته ثبت نام نامزدهای انتخابات بود و فضای کشور تحت تاثیر انتخابات بود ووزارت کشور نیز میز ثبت نام در مجلس مستقر کرده بود تا نمایندگان فعلی به سهولت ثبت نام کنند.
اینجانب هم در تهران برنامه هائی داشتم که با توجه به فضای کشور به آن نمی پردازم وتنها به یک ملاقات آنهم بصورت مختصر اشاره میکنم.
علاوه بر جلسه مشترکی که کمیسیون قضائی با رئیس قوه قضائیه داشت اینجانب ملاقات جداگانه ای با ایة الله لاریجانی داشتم و مسائلی با ایشان در میان گذاشتم که ضرورتی به بیان آن نیست.
کارهای دیگری هم در مجلس وخارج از مجلس داشتم که فعلا از آن میگذرم و به حواشی ثبت نامهای انتخابات در خراسان جنوبی میپردازم.
پر نامزدترین حوزه انتخابات در استان ، نهبندان و سربیشه است و افراد زیادی که شاید وزن آنها به هم نزدیک باشد در این حوزه ثبت نام کرده اند در این حوزه علاوه بر همه شاخصهائی که در رای دادن مد نظر مردم است بحث نهبندانی یا سربیشه ای بودن تاثیر گذار است و اهالی این دو شهرستان تقریبا هر کدام به همشهری خود رای میدهند ، این وضعیت در حوزه انتخابیه فردوس و طبس(و سرایان و بشرویه) نیز وجود دارد و شاید هم کمی بیشتر و دشوارتر ، برعکس حوزه انتخابیه قاینات که حد اقل در دوره نمایندگی اینجانب اصلا این حرفها مطرح نبود و امیدوارم در آینده نیز اینچنین باشد.
حوزه انتخابیه بیرجند و درمیان نیز شبیه قاینات است با این تفاوت که شهرستان درمیان جمعیت بالائی ندارد که بتواند در برابر بیرجند قد علم کند وتا کنون چنین توقعی هم در مردم این شهرستان نبوده است که همانند نهبندان و سربیشه بخواهند تاثیر گذاری کنند.
شورای اصولگرایان خراسان جنوبی که من هم یکی از اعضای آن هستم باید 4 نماینده اصولگرای استان را از بین نامزدهای اصولگرا که مقبولیت بیشتری دارند بعنوان نامزد اصولگرایان مشخص و به مردم معرفی کنند.
این وظیفه در بیرجند بخوبی قابل انجام است و حتی بین جبهه متحد اصولگرایان و جبهه پایداری هم اختلافی نخواهد بود ولی در حوزه انتخابیه نهبندان و سربیشه و حوزه انتخابیه فردوس و طبس این انتخاب دشوار تر است که باید نامزدهای انتخابات بیشتر وارسی شده وتصمیم گیری شود.
اما در حوزه انتخابیه قاینات که همه نامزدها جدید هستند و هیچکدام حالت سابقه ای ندارند و تا کنون در معرض انتخابات نبوده ان باید صبر کرد تا مردم در مورد آنان نظر دهند سپس تصمیم گیری نمود.
آنچه مهم است اینکه اینجانب ثبت نام نکردم واین موضوع برای مردم غافلگیر کننده بود و طی یاد داشت جداگانه ای به بیان مختصر چند دلیل تصمیم خودم پرداختم ولی در اینجا به حواشی جمعه بیاد ماندنی قاین میپردازم.
اینجانب تقریبا از دو سال پیش که اختلافاتی که هیچ دلیل منطقی بر آن وجود ندارد ، در قاینات افزایش یافت و تلاش یک جانبه حقیر راه به جائی نبرد تصمیم به عدم شرکت در انتخابات گرفتم تا اینکه در مهر سال گذشته که برنامه ریزی جلسه 10 آذر در مهدیه را انجام میدادم ونطق خود را آماده میکردم بیانیه انصراف خود از کاندیداتوری مجلس هشتم را نوشتم و تصمیم به قرائت آن در جلسه مهدیه گرفتم ولی دوستان به اتفاق مرا از انجام این کار نهی کردند و وادارم کردند که استخاره بگیرم و استخاره برای اعلام موضوع به شدت بد آمد و من هم آنرا اعلام نکردم ولی به دوستان گفتم حتما کاندیدا نخواهم شد.
هنگامی که آقای حبیبی منش فرماندار شد به ایشان هم گفتم به انتخابات اصلا فکر نکند چون من نیست و فقط به فکر شهرستان باشد.
در تیر ماه سالجاری که زمان استعفای مدیرانی بود که قصد کاندیداتوری دارند در بیرجند با تعدادی از دوستان جلسه گرفتم ومجددا موضوع را مطرح کردم ولی همه با تعارف از کنار آن رد شدند.
وقتی از این دوستان نا امید شدم خودم به برخی از آقایان زنگ زدم از قبیل جهانبخش استاندار بوشهر، فقیه رئیس هلال احمر، طاهری فرماندار سابق وبرخی چهره های دیگری که فعلا نام آنان را نمیبرم، و آنان را برای مجلس مناسب میدیدم ولی هیچکس حاضر نبود کمکم کند و حرف همه این بود که تا تو هستی کسی نمیاد و این حرف را در حالی میزدند که خودم میگفتم نیستم ، شاید تصور اینکه برخی از نامزدهای دور قبل هم باشند در ذهن برخی دوستان بود و شاید هم فکر میکردند که من هم نگران این موضوع باشم در حالی که بارها به دوستان گفته بودم که حس ششم میگوید فلانی هیچ وقت به مجلس راه نخواهد یافت و همین طور هم شد.
در هر حال در خصوص راضی کردن نامزد مناسب موفق نشدم البته در آنزمان از نامزدهای فعلی اصلا خبری نبود و هیچکدام مطرح نبودند ودر مورد این آقایان هم مطالبی دارم که در وقت خودش به اطلاع مردم خواهم رساند.
بالاخره هفته ثبت نام رسید و من هم بر اساس تصمیمی که داشتم اصلا به فکر ثبت نام نبودم وبرای اینکه تحت فشار مردم قرار نگیرم طبق معمول هفته های قبل چهارشنبه به قاین نیامدم و چون فشار مردم زیاد شده بود دو روز آخر هفته تلفنها را هم کمتر جواب دادم واز طریق یاد داشتهای سایت با مردم ارتباط بر قرار کرم که اظهار نظرهای مردم در سایت موجود است.ونیاز به تکرار آن نیست.
مردم از ساعت 9 صبح در دفتر اجتماع کرده بودند تابه هر طریق اینجانب را متقاعد کنند ولی من ساعت 14 و30 دقیقه روز جمعه 9 دی به قاین رسیدم و با اصرار دوستان جهت تشکر از مردم به دفتر رفتم ولی صحنه هائی دیدم که از عجائب روزگار بود ، اشک در چشمها حلقه زده و مثل کسانی که نزدیک ترین فرد خود را از دست داده باشند هیچ حرفی را گوش نمیکردند و هرچه اصرار کردم که چون قصد ثبت نام نداشته ام حتی شناسنامه همراهم نیست ولی آنها باور نکردند و بالاخره به بهانه نماز عصر و استخاره توانستم از دفتر خارج شوم ولی دوباره ساعت 16 با تعداد دیگری که از زیرکوه ودیگر نقاط شهرستان آمده بودند و بغض در گلوی همه بود به منزل آقای خوئی آمدند و گریه های آنان اشک من را هم در آورد .
اینبار آنها را ساکت کردم و برخی دلائل خودم را که در یاد داشت قبلی به آن اشاره کرده بودم وبرخی مسائل دیگر، را بیان کردم و تا حدودی توانستم آنها را ساکت کنم وبه آنها ثابت کنم که فعلا حتی اگر خودم را قانع کنم اما چون مدارک ندارم امکان ثبت نام نیست تا اینکه ساعت 5 عصر شد و نفسی راحت کشیدم .
ایکاش دوربینی وجود داشت ومیتوانست احساسات مردم را در جمعه بصیرت در قاین ثبت کند و ایکاش میشد گریه های زنان و مردانی که در خانه هایشان نشستند وگریه کردند ثبت کرد تا خاطرات به یاد ماندنی مردم دوست داشتنی قاینات در تاریخ انتخابات قاینات ماندگار میشد و منتقدین بی درد، که بر عکس روز خوبی برای آنان بود میدیدند که این احساسات آن هم توسط کسانی که هیچ کاری نداشتند جز دلسوزی برای انقلاب ، رهبری و قاینات و به روشنی هم همین خواسته ها را بر زبان میراندند فقط و فقط پس از یک خدمت صادقانه در مردم ایجاد میشود و بس و ایکاش این آقایان چشم بینا داشتند و این حوادث را می دیدند.
اگر حمل بر خود ستائی نمیشد پیامک های مردم را منعکس میکردم تا همه کسانیکه تصور دیگری از حقیر و تصویر دیگری از مردم قاینات دارند و متاسفانه آنرا در گزارشات خود منعکس کرده و گاهی هم به جرائد کشانیده اند میدیدند رابطه مردم و خدمتگزارشان در این دیار چگونه است تا بروند بخاطر ذهنیت غلطشان وتهمتهائی که در ذهن پرورانیده اند به درگاه خداوند توبه کنند و این دفعه چون مباحث به حقوق کشور ومردم منطقه مربوط میشود و امر شخصی نیست تا از آن بگذرم حقیر هم شکایت این آقایان را به درگاه خداوند برده ام که منتقم حقیقی است و اگر پس از این در گفتارشان رعایت تقوی را ننمایند واین بار کسی را که دیگر یک رقیب انتخاباتی نیست هدف تهمت و افترا قرار دهند ساکت نخواهم ماند وگفتنیها را به مردم خواهم گفت.
سایت ریان نیوز که اخیرا دراستان فعال شده است نیامدنم را اینطور گزارش کرده است:
|
قربانی، خوش درخشید ولی دولت مستعجل بود
|
|
موسی قربانی نماینده مردم شریف قاینات در دوره های پنجم ، ششم ، هفتم و هشتم مجلس شورای اسلامی پس از 16 سال تکیه زدن بر صندلی های قرمز و سبز بهارستان اینک تصمیم گرفته است تا راه را برای سیاسون جوان تر باز کند.
شاید سخت ترین دوران وکالت قربانی مجلس ششم بود که باید در میان اصلاح طلبان به عنوان عضوی از اقلیت اصولگرای مجلس در برابر انبوه اتفاقات خواسته و نا خواسته بایستد . صد البته این چهار ساله و کش و قوس های میان اصولگرایان و اصلاح طلبان که دومین دوره وکالت قربانی بود جذاب ترین و خواندنی ترین فصل کتاب خاطراتش را تشکیل خواهد داد .
بله موسی قربانی تصمیم گرفت تا با رجوع به گذشته، خاطراتش را به رشته تحریر در آورد هرچند نبود او در میان نمایندگان مجلس ، وزن نمایندگان استان را به وضوح کاهش می دهد اما قربانی به خودی خود نماینده ای قوی برای شهرش در مرحله اول و استانش در مرحله ی بعد بود. در دوره های قبل یکی از شعار های انتخاباتی نمایندگان بیرجند ایستادن در برابر موسی قربانی بود که در خیلی مواقع جواب هم می داد اما گذر زمان ثابت نمود که هیچکدام از آن ها عملا موفق نبودند مگر به سر انجام رسیدن بحث تقسیم استان خراسان که تا حد زیادی مورد علاقه قربانی نبود اما او نشان داد در مقاطع حساس منافع مردم شهرش را بر احساساتش ترجیح می دهد و همین باعث شد تا پس از قبول پیوستن قاین به استان خراسان جنوبی بوسیله وی ، پیشرفت زیر ساخت های استان شتاب چشم گیری داشته باشد .
اینک پس از 16 سال یک قربانی دیگر آمده است تا پس از جلب آرای مردم پا جا پای برادر بگذارد. حاج علی همچون حاج موسی روحانی است اگر چه ساکن قم بوده اما بیشترین شباهت را از نظر صورت و سیرت به برادر دارد و این یعنی احتمال موفقیتش در برابر دیگر رقبا .
اما حقیقت اینجاست که مردم شریف قاین بدون توجه به گفته ما خبرنگاران قطعا بهترین را، راهی بهارستان خواهند کرد.