توصيف عظمت حماسه بزرگ ملت ايران در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در22 خرداد 1388
مقدمه:
حماسه حضور ملت بزرگ ايران در جمعه حماسي 22خرداد ماه 1388، نمايشي پرشكوه از عزت و وحدت ملي مردمي بود كه با كشيدن خط بطلان بر وسوسههاي جنگ رواني دشمن، همبستگي ملت غيور و بيگانهستيز ايران را بيش از پيش در چشم جهانيان نمودار كردند.
دهمين دوره انتخابات رياستجمهموري ايران جلوه بارزي از رشد و بالندگي سياسي يك ملت و نشانگر ثبات قدم آنها در تحقق اهداف انقلاب اسلامي بود كه توان و ظرفيت نظام مردمسالاري ديني كشور را در چالش با دنياي مدعي دموكراسي به منصه ظهور رسند.
ملت ايران به عنوان نقش آفرين اصلي حماسه 22خرداد با تقديم نزديك به 40ميليون رأي آري به نظام، حد نصاب تازهاي را در تاريخ انتخابات ايران رقم زد و نشان دادند كه با وجود موانع و سختيهاي مسير انقلاب كماكان به مباني و ارزشهاي انقلاب معتقدند و چه بسا هر چقدر كه اين مسير صعب و طاقتفرسا ميشود، مردم مصممتر و ثابتقدمتر پاي در ميدان اثبات وفاداري خود به نظام ميگذارند و با جود گذشت 30 سال از انقلاب اسلامي همچون ابتداي انقلاب پرجوش و پر خروش راه امام و انقلاب را ميپويند.
بي گمان عظمت اين دستاورد گرانقدر كه به يمن همت آحاد ملت در كنف حمايت حضرت وليا….الاعظم(عج) و هدايت رهبري داهيانه مقام معظم رهبري به دست آمد مطلبي نيست كه حق آن در قالب الفاظ و كلمات به طور كامل ادا شود اما با نگاهي گذرا و به طور خلاصه ميتوان به ويژگيهاي ذيل اشاره كرد.
1ـ ميزان مشاركت بي سابقه 85 درصدي
مشاركت 85درصدي واجدين شرايط در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري شكوهمندترين انتخابات تاريخ رياستجمهوري در كشور رقم زده و بعد از رفراندوم براي جمهوري اسلامي بالاترين درصد مشاركت است که چنين حضوري حتی در دموكراسيهاي مدعی غرب هم سابقه ندارد. مردم ایران با مشارکت 85 درصدی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری در حالی زمینه ساز بروز این حماسه عظیم شدند که انتخابات اتحاديه اروپا يك هفته قبل از انتخابات ايران با مشاركت حداقلي در حد 35درصد برگزار شد.
2ـ افزايش ضريب اعتماد ملي
حضور 40 ميليوني مردم ايران در انتخابات و راي 24 ميليوني رئيس جمهور منتخب، نقشههاي كانون فتنه براي تبليغ بي اعتمادي مردم به نظام را نقش بر آب كرد و مجال شیطنت را از آنان گرفت. کانون فتنه و جریانات مسئلهدار داخلي پیش از انتخابات، همسو با تحلیل گران غربی، تلاش زيادي براي تبليغ و ترسيم، دروغي بزرگ با عنوان گسست نسل جدید از نظام جمهوری اسلامی به خرج دادند. اما حضور گسترده مردم خصوصاً جوانان در انتخابات و مشاركت ركوردشكن آنها در تعیین سرنوشت کشور از طریق انتخاب بالاترين مقام اجرايي كشور و شخص دوم كشور پس از رهبري براي يك دوره 4 ساله، بار ديگر ميزان اعتماد و اعتقاد مردم به نظام جمهوري اسلامي را در سیامین سال پیروزی انقلاب، به بدخواهان ملت، نشان داد و مهر اعتماد دیگری بر سند مقبولیت و مشروعیت سیاسی نظام جمهوری اسلامی ایران زد. مهر اعتمادي كه اين بار از انتخاباتهاي گذشته پررنگتر بود.
3-افزايش ضريب وحدت ملي
كانون فتنه همچون انتخابات گذشته ميكوشيد با تفرقهافكني وايجاد شکاف بين اقوام، مذاهب، طبقات اجتماعي و اقشار جامعه، پايگاه رأي تضمينشدهاي براي خود سازماندهي كنند و در حقيقت از آبي که در تبليغات انتخاباتي گل آلود ميكنند، ماهی بگیرند، اما مشاركت گسترده اقوام و مذاهب مختلف ايران با تركيب همگون انتخاباتي كه تقريباً در تمام نقاط كشور وجود داشت، يك پاسخ روشن به آنها داد و آن هم اين كه، رأيدهندگان ـ از هر جنس، قوم و مذهبی که هستند ـ ساختار نظام سياسي جمهوري اسلامي ايران را پذيرفتهاند و در داخل چارچوب نظام، بي توجه به اختلافافكنيهاي كانون فتنه نماينده سياسي خود را بر میگزینند. در حقيقت انتخابات 22 خرداد 1388، نماد بارز انسجام و تقويت وحدت ملي و سرمايه اجتماعي كشور محسوب ميشود.
4- افزايش ضريب امنيت ملي
انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري پاسخ دندانشكني نيز به دشمنان اين مرز و بوم بود. كشورهاي سلطه گر غربي و اذناب داخلي آنها كه همواره با احساس كوچكترين نقطه ضعفي در عملكرد دولتها، چنگ و دندان نشان ملت ايران ميدهند، يقيناً با مشاهده صفهاي طويل مردم در پاي صندوقهاي رأي و اعلام نتايج انتخابات ايران كه مشاركت 85 درصدي مردم را نشان داد تا مدتها در لانههاي پنهان خود، خواهند خزيد و از شيطنتهاي آنان تا حد زيادي كاسته خواهد شد. امروزه در سراسر جهان، هر نوع مشاركت سياسي مردم از جمله حضور آنها در انتخابات از شاخصهاي اساسي ايجاد امنيت ملي به حساب ميآيد؛ از اين منظر مشاركت گسترده مردم در انتخابات 22 خرداد 1388، تا حد زيادي ضريب امنيت ملي و پايداري كشور در برابر بيگانگان را افزايش داد.
5ـ ارتقاء جايگاه نظام جمهوري اسلامي در مناسبات بينالمللي
مشاركت بالاي سياسي مردم در انتخابات رياستجمهوري و تشكيل دولتي با پشتوانه 40ميليون رأي يقيناً جايگاه نظام جمهوري اسلامي را در مناسبات بينالمللي ارتقاء خواهد بخشيد. رئيسجمهوري كه با كسب 63 درصدي آراي مأخوذه، پاي ميز مذاكره با دول خارجي بنشيند يقيناً با پشتگرمي و احساس قوت بيشتري به تصميمگيري خواهد پرداخت ضمن آن كه طرف خارجي نيز بيشك با توجه به حمايت گسترده مردم در انتخاب اين دولت، سعي خواهد كرد جوانب امر را در نظر گرفته و با محاسبات ديپلماتيك و از موضعي غيرمسلط با نماينده دولت جمهوري اسلامي ايران روبهرو شود.
6ـ صدور الگوي مردم سالاري ديني
حضور گسترده مردم در عرصه انتخابات و تعيين سرنوشت كشور در قالب نظام مردمسالار ديني ايران، توانست با تکیه بر دو اصل اسلامیت و جمهوریت، ركورد مشاركت در انتخابات دنيا را جابهجا کند و با نمايش توان ظرفيت الگوي نوين مردمسالار نظام جمهوري اسلامي در عرصه بينالملل، سایر نظامهاي مدعي دموكراسي در شرق و غرب دنیا را به چالش بکشد. امروز ديگر با قوت ميتوان گفت كه نظام مردمسالاري ديني ايران كه مبتني بر هويت ديني و اعتماد مردمي، برخواسته از ملت و پاسخگو در برابر مردم است، به عنوان رقيب جدي نظامهاي ناكارآمد غرب وشرق و الگويي نوين نزد كشورهاي مسلمان و آزاده جهان مطرح است.
اين انتخابات حکومتهای سلطهگر دنیا را در بن بستی تحلیلی ـ تبليغاتي گرفتار كرد. آنها كه مدتها بود با تبليغات دروغين، تهمت غيردموكراتيك بودن نظام ايران را تكرار ميكردند، اينك گرفتار بنبستي خودساخته شدهاند كه یک طرف آن سد بلند مشاركت گسترده مردم ايران در انتخابات است و طرف ديگر آن رسوايي مشاركت پايين در دموكراسي غرب است. اين چالش این بار عیانتر از همیشه در بين مردم و عرصه عمومي جوامع شرق و غرب دنيا ظاهر شده است. بخش عمدهاي از نگراني حكومتهاي سلطهگر غرب نيز به همين دليل است؛ چراكه از این پس مردم جهان، هرگاه نظام مردمسالاری دینی در ایران را با دموکراسی غربی مقایسه میکنند به ادعای پوشالی و بنيان هاي لرزان تمدن آنها پی میبرند.
7ـ فرصتي براي تكامل تدريجي نظام
انتخابات و برگزاري متناوب و منظم و ادواري آن يكي از نشانههاي بارز مشاركت عمومي مردم در تعيين سرنوشت سياسي كشور است. بدين معنا كه رأيدهندگان به صورت ارادي براي انتخاب نماينده سياسي خود در انتخابات ادواري شركت ميكنند و آراء آنها همواره قدرت را به كساني كه برگزيده ميشوند، تسليم ميكند. در نظامهاي دموكراتيك و مردمسالار «انتخاب دورهاي» فرصتي است براي مردم كه نظرشان را درباره برنامهها و شيوه مديريت دولت ابراز كنند و چنانچه رضايت ندارند، كسي يا گروهي ديگر را كه صالحتر و با كفايتتر ميدانند جايگزين سازند. بدين وسيله نظام سياسي بهبود و به تدريج تكامل مييابد.
8ـ قاعدهمند كردن انتقال قدرت سياسي
يكي از مهمترين كاركردهاي انتخابات، قاعدهمند كردن انتقال قدرت سياسي از گروهي به گروه ديگر است. فقدان قاعدهاي براي انتقال و توزيع قدرت سياسي و مسئوليت اداره جامعه، مصائب گوناگوني به دنبال ميآورد. ايمان به وجود و كاركرد انتخابات، به گروههايي كه براي تصاحب قدرت سياسي به رقابت ميپردازند، تضمين ميدهد كه بهترين راه و شيوه كسب قدرت، حضور در انتخابات است. كسب قدرت از راه انتخابات، ضمن دارا بودن مشروعيت لازم از سوي مردم، مسالمتآميزترين شيوه در دستيابي به قدرت سياسي است. انتخابات، در سياست صرف، همانند تيغ دو لبهاي ميماند كه از طرفي گروه يا شخصي را از قدرت و حكومت خلع ميكند و از طرف ديگر قدرت جديدي را جايگزين ميسازد.
9ـ فرصتي براي گردش نخبگان
انتخابات زمينههاي لازم را براي گردش نخبگان و دگرگوني در بخشهايي از گروه حاكم، به طور مستمر، فراهم ميسازد. در يك نظام مردم سالار قدرت در گردش است و به طور مدام دست به دست ميگردد. هيچكس براي هميشه از دستيابي به قدرت محروم نميشود. بنابر اين، رقابت و انتخابات به معناي نبرد مرگ و زندگي نيست. هنگامي كه گروه يا شخصي خود را بر سر دوراهي مرگ و زندگي ببيند، امكان مقاومت خشونتآميز در او افزايش مييابد. در حالي كه در يك نظام مردمسالار، انتخابات به معناي حذف شدن از صحنه سياست نيست بلكه چرخش سياسي و دست به دست گشتن قدرت است.
10ـ فرصتي براي فرهنگ سازي سياسي
برگزاري انتخابات منظم عاملي در فرهنگسازي سياسي تلقي ميشود. فرهنگ سياسي مقوله تحولپذيري است و شيوه عملكرد ساختار قدرت سياسي بر آن تأثير ميگذارد. انتظار اين كه فرهنگ سياسي در نتيجه تحولات آموزشي و اقتصادي و تحرك اجتماعي دگرگون شود، انتظار درستي است. در كل نظام سياسي رقابتي و مشاركتآميز خود، بستري براي آموزش و تربيت سياسي شهروندان به شمار ميآيد.
11ـ فرصتي براي ظهور گروههاي جديد سياسي ـ اجتماعي
سازماندهي انتخابات واقعي با افزايش مشاركت و گسترش رقابت سياسي بين گروههاي مختلف سياسي ـ اجتماعي، بستري مناسب براي رقابت تشكلهاي موجود در جامعه به وجود ميآورد و حتي شرايط و زمينههاي لازم را براي ظهور گروههاي جديد سياسي ـ اجتماعي فراهم ميسازد. بر اين اساس، انتخابات به مثابه عرصه مبارزه در رقابت گروهها، تشكلها، انديشهها، طرحها و ديدگاهها، از طرفي با بسط علايق سياسي در بين آحاد مردم آنها را به حقوق سياسي خودشان آشنا و باور شهروندان را به رعايت ارزشهاي مردمسالارانه تقوت ميكند و از طرف ديگر رقابت مسالمتآميز بين گروههاي سياسي را براي تصاحب قدرت نهادينه ميكند و موجب تقويت آنها ميشود.
12ـ استمرار جامعه مردم سالار
انتخابات آزاد و قانونمند به مثابه بارزترين شكل نهادينگي مشاركت سياسي، عمدهترين ابزار ايجاد و حفظ جامعه مردم سالار به شمار ميآيد. مشاركت سياسي از طريق انتخابات ميتواند سبب تكوين و استمرار جامعه مردم سالار شود. انتخابات فضا را براي بسط دامنه قدرت اجتماعي يا به عبارتي قدرت نهادهاي واسط ميگشايد و از مسؤوليت حكومت در برابر ملت سخن ميگويد.
13ـ احساس تعلق و موثر بودن ميان مردم
ترغيب فرد باوري و عقلانيسازي رفتار جمعي شهروندان نيز يكي ديگر از كاركردهاي انتخابات است. سازماندهي افراد در نهادهاي مدني و فراهم آوردن ساز و كاري براي ابراز وجود و اخذ رأي و نظر آنها سبب ميشود، هر فرد، ضمن كسب احساس تعلق و مؤثر بودن و هويت جمعي بر تنشهاي ناشي از خود بيگانگي و بيتفاوتي سياسي فائق آيد. انتخابات به واسطه كاركرد خاص خود، در روند عقلاني كردن سياست و مشاركت در نظام مردم سالار نقش به سزايي ايفا ميكند.