جای شما در عرفاف خالی
بالاخره آرزوها به سر رسید و میهمانان خدا این مشتاقان رحمتش که در اشتیاق رسیدن به روز عرفه؛ صحرای عرفات؛دعای عرفه وآمرزش گناهان خود بودند همزمان با نزول رحمت الهی(باران) راهی دیار عشق شدند و در چادرهای خیس و زمین مرطوب اما امیدوار به عنایت خدا اسکان گرفتند.
جای همه دوستان خالی بود امسال بهترین حج عمرم راتجربه کردم که قلم از توصیف آن عاجز است. امسال دعای عرفه حال دیگری داشت؛ طی مسافت عرفات تا مشعر لذت دیگری وهمسفری با یکی از روحانیون با معنویت نیز حال و هوای دیگری ایجاد کرده بود.
ساعت 45/17 از عرفات خارج شدیم وساعت 30/19 به مشعر رسیدیم؛ سیل جمعیت لبیک گویان در دل شب حال بخصوصی داشت وبه محض رسیدن به مشعر بر اساس سنت پیامبر(ص) نماز مغرب و عشاء را در مشعر خواندیم و سپس به انتهای مشعر رفته وبه انتظار رحمت الی به ذکر وبخشی را هم استراحت پرداختیم.
همزمان با طلوع آفتاب مثل قطره ای در دریا عازم منی شدیم و پس استقرار در چادرها و صرف صبحانه عازم رمی جمره شدیم وپس ازرمی جمره عقبه که تکلیف روز عید است تلفنی به مسئول مربوطه خبر دادیم تا گوسفند
را از طرف ما ذبح کنند و به طرف چادرها راه افتادیم.
وقتی به چادر رسیدیم خبر انجام قربانی را به ما دادند و باید آخرین تکلیف روز عید را انجام بدهیم که حلق یا تقصیر است.
اینجانب با اینکه سفر چندمم بود تصمیم گرفتم سرم را بتراشم تا بهره بیشتری از رحمت بیکران الهی ببرم؛ اینجا همه استاد سلمانی هستند ولی سعی میکنند جای پای خودشان را روی سر آدم بگذارند وسر من هم استثناء نبود و چند زخمی را به خودش اختصاص داد .
حدود ساعت 10 صبح تقریبا همه اعمال روز عید را انجام دادیم و این اولین بارب بود که به این سرعت موفق به انجام آن در این زمان کوتاه شدیم.
سعودیها تسهیلات خوبی فراهم کرده اند و تقریبا با پنج طبقه جمرات و جلوگیری از تردد ماشینها و یکطرفه کردن مسیر رفت و بر گشت به جمرات کار را آسان کرده اند.
سعی کردم دعاگوی همه دوستان خصوصا آنهائی که سفارش کرده بودند باشم امیدوارم خدا قبول کند.