آیا با تشویش کنندگان افکار عمومی در استان بر خورد خواهد شد؟
ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم
سوره نور ، آیه19
همگان می دانند سرمايه بزرگ انسان در زندگي حيثيت و آبروي اوست و هر چيزي آن را به خطر بيندازد گویا جان او را به خطر انداخته باشد. بنابراین ترور شخصيت از ترور فیزیکی او مهمتر به شمار می آید و اينجاست که گناه آن از قتل نفس نيز سنگينتر است. از این رو وارونه جلوه دادن چهره حقیقی افراد پیشینه ای به درازای تاریخ داد وهر چه زمان می گذرد روش های تخریب شخصیت های باسابقه نیز پیچیده تر می شود .
دروغزنی ، تهمت ، شایعه پراکنی ، ایجاد جنگ روانی و ... زنجیره تاریکی است که سیاه نمایی عملکرد افراد را دنبال می کند و خوبی ها را تا حدی تنزل می دهد که گویی خادم دیروز به خیانت روی آورده است. این رفتار شیطانی از آن کسانی است که سیاستشان عین منافعشان است و در سرازیری سقوط و انحطاط اجتماعی و اخلاقی گرفتار آمده اند اینان با نقد مسموم خوبی های افراد را تاآن جا کوچک و بی اهمیت جلوه میدهند که گویی هر آن چه از جنس خدمت و دلسوزی است در انبان فکری و مدیریتی خودشان جای گرفته است، و آنان فرشته نجات جامعه اند، بنابراین از هیچ تلاشی در راستای حذف شخصیت های خدوم فروگذار نمی کنند.
پیشینه تخریب چهره های خدوم استان به آغاز تاسیس خراسان جنوبی باز می گردد. عده ای انگشت شمار که در نگاه مردم متدین و ولایتمدار استان جایگاهی ندارند برای رسیدن به مطامع خویش ماراتن تخریب شخصیت ها را پیش گرفته و ازراههای گوناگون از جمله: شب نامه، ارسال پیام های کوتاه تحریک کننده، تشکیل گروههای زیرزمینی و... به تخریب چهره های خدومی از قبیل آقایان عبادی نماینده سابق مردم بیرجند، صادقی امام جمعه سابق بیرجند، مرتضوی استاندارسابق، ابراهیمی نماینده کنونی بیرجند، معاونان استاندار و شماری از مدیران استان و... پرداخته اند و البته حقیر را نیز بی بهره نگذاشته اند.
پس از تغییرات اخیر استان نیز عده ای با قیافه های حق به جانب و سینه چاک پیگیری مطالبات مردم، قیام کردند که با درایت مسؤولان از دستیابی به اهداف خویش بازماندند. پرسشی که در ذهن همه دلسوزان برجای مانده این است که چرا تا کنون با این افراد برخورد جدی صورت نگرفته است؟
البته نمی توان ادعا نمود که همه این اقدامات توسط یک گروه یا جریان خاص دنبال می شود؛ اگرچه این گونه گمانه زنی ها دور از ذهن نیست؛ همچنین نمی شود گفت: فقط اصولگرایان هدف تخریب بوده اند، بلکه سایرین نیز از گزند آن بی نصیب نمانده اند.
منظور این نوشته از عدم برخورد نیز برخورد انتظامی و قضائی است و گرنه برابر اطلاعی که من دارم در مواردی با تلاش استاندار پیشین ازانتشار برخی شب نامه ها علیه برخی اشخاص پیشگیری شد که مردم از آن مطلع نگشته و نخواهند گشت.
اخیرا و در پی تغییر دادستان مرکز استان همان افراد ، یا گروه ها از را ههای گوناگون این جابجایی را نیز سیاسی وانمود و از این تغییر بسیار طبیعی که ارتقای دادستان پیشین را به دنبال داشت سوء استفاده کرده و خارج از مدارعرفی و قانونی پی گرفتند. که همین امر دادگستری استان را حساس نمود و در این زمینه بررسی هائی انجام گرفت و چند روزی پس از آن شب نامه ای علیه رئیس کل دادکستری استان منتشر گردید.
آنچه موضوع را مهم می نماید، این است که این افراد در مقام تشویش اذهان عمومی بوده و از این راه به دنبال تخریب چهره های نام آشنا و خدشه دار نمودن جایگاه آنان در افکار عمومی و مطرح نمودن خویش می باشند تا در اوضاع پیش آمده برای خودجایگاهی دست وپا کنند.
اکنون این پرسش پیش می آید که چرا تاکنون با این افراد برخورد نشده و تا کی باید آزادانه و بدون هراس به هتک حرمت بندگان خدا بپردازند؟ پاسخ دادن به این سؤال کمی سخت است چون اطلاعات کافی در این خصوص در دست نیست، ولی ناگفته پیداست که تشویش کنندگان افکار عمومی تلاش می کنند از سکوی عصبیت های جاهلانه بالا رفته و در پشت مفاهیم عوام فریب ، خود را به چهره های پاک ، خدوم و مسؤلین رده بالای استان یا کشور یا ستادهای انتخاباتی منتسب و یا نزدیک نمایند و با این رفتار ناجوانمردانه حاشیه امنی برای خویش دست و پا نمایند.
اینان که خود را درکاخ بلند خدمت رسانی و دفاع از منافع شهر،یا گروه خاص پنداشته وبا نا جوانمردی بذر تملق و چاپلوسی میپاشند، به دلیل احساسی بودن مخاطبان، از پاکی یا عدم اطلاع و گاهی هم از صداقت مردم و بزرگان استان سوء استفاده کرده و موفقیت هایی نیز به دست آورده اند.
ممکن است کسانی از این نوشته خوششان نیاید، ولی وظیفه خود می دانم برخی نکات را هر چند هزینه سنگینی برای من در پی خواهد داشت ، یادآور شوم تا وظیفه خود را نسبت به مردم متدین و بی آلایش و خواستار صداقت انجام داده باشم. در این راستا یادآورمی شوم:
1- ماه برای همیشه زیر ابر نمی ماند و درب همیشه روی یک پاشنه نمی چرخد!
شاید برای چند صباحی به دلیل انتساب به بعضی چهره ها بتوان حاشیه امنی پیدا نمود، ولی هرگز این وضعیت تدوام نخواهد داشت؛ زیرا به محض آگاهی از شیطنت و پوچی افکار آنان به واسطه بی توجهی مردم، خار انحطاط بر پیکره تفکر پلید آنان خواهد خلید و برای همیشه جایگاه خویش را از دست خواهند داد، به گونه ا ی که در کمال ناباوری به سرنوشتی دچار خواهند شد که حتی دوستان دیروزشان از آنان بیزاری خواهند جست.
در جامعه و استان عزیز ما نمونه های فراوانی را می توان سراغ گرفت که کسانی که تلاش می کنند آرایش اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی نیروهای وفادار به انقلاب و نیز پیشرفت و توسعه استان را برهم زنند گرفتار پیامد رفتار گدشته خویش شده اند. بنابراین توصیه ام به این افراد و گروهها این است که از سرنوشت پیشینینان عبرت گرفته و بدانند که مطابق سنت راستین الهی و نیز روایات اسلامی، کسی که مؤمنی را بی آبرو نماید، خداوند جزای او را در همین دنیا خواهد داد. توصیه می کنم اخلاق اسلامي که در عرصه تعاملات اجتماعی نشانه ایمان و اخلاص است را رعایت نمایند و ا ز راههای مشروع برای رسیدن به مقاصد واهداف بهره گیرند.
فراموش نکنیم که ما پیرو مکتبی هستیم که در آن آبروي مسلمان همچون مال و خون او بر مسلمانان ديگرحرام شمرده شده است. وفراموش نکنیم که خدا مي بيند و مي پوشد و آدمي نمي بينيد و مي خروشد!
2- بزرگان استان و چهره های خدوم بیشتر مراقب باشند
چهره های خدوم و مورد علاقه مردم که از پایگاه اجتماعی و سیاسی خوبی برخوردارند بیشتر مراقبت نمایند و با دقت و ظرافت به پالایش برخی اطرافیان همت گمارند و نگذارند چرب زبانان تهی از حقیقت و خیرخواهی که در پرتو پیوند با گروههای تندرو و متعصب ، تلاش می کنند خویشتن را دوست آنان جلوه دهند در پناه شخصیت مقبول آنان اهداف کوتاه مدت شخصی یا گروهی مورد نظر خود را پی گیرند.
همچنین بزرگان بدانند کسانی که به آسانی پیش روی آنان غیبت دیگران را پیش می گیرند و آبروی افراد را می برند، در صورت نرسیدن به اهداف خویش همین برخورد زشت را با عیار قوی تر نسبت به خود آنان «بزرگان» نیز انجام خواهند داد. به قول استاد سخن:
هرکه عیب دگران پیش تو آورد و شمرد بی گمان عیب تو پیش دگران خواهد برد!
3- تخریب و تشویش افکار عمومی رفتار انسان های عاجز و زمین گیر است
تشویش اذهان عمومی و غیبت و تهمت پشت سر دیگران ، رفتار انسان های عاجز و زمین گیر است که در متون دینی نکوهش شده و از آن به عنوان "جهد العاجز" یاد شده است. کسانی که دچار کمبود شخصیت شده و یا در حقانیت گفتار و رفتار خویش شک دارند، تلاش می نمایند با استخدام مفاهیمی جدید خارج از مدار عقلانیت و خرد ورزی است به گونه ای حرف زده ، یا رفتار نمایند که در ورای این مفاهیم یا پشت سر بزرگان سنگر بگیرند تا خود از دسترس افکار عمومی دور نگه داشته شوند تا مبادا با مطالبه دلیل و مدرک از سوی مردم مواجه شوند.
این اشخاص یا از اساس دروغگو هستند و با دروغ پردازی مطالبی را در قالب شایعه به خورد جامعه می دهند، یا با استفاده از ترفند منافقین بخشی از حقیقت و قسمتی از باطل را درهم آمیخته و باطل را در لباس حق به افکار عمومی منتقل مینمایند، تا مردم با مشاهده آن با طل را در پرتو نورانیت حق پذیرا شوند.
در هر حال آنچه باعث این اقدامات می شود ترس شایعه سازان از آشکار شدن حقیقت ورسوا شدن آنان است، بنابراین ناچارند از ترس رسوائی، خودشان را پنهان نمایند تا در برابر مردم پاسخگو نباشند. و با شب نامه و امثال آن منویات خود را منتشر کنند، اینان فراموش کرده اند که قرآن کریم درباره بدگویی و اشاعه فحشا در میان اهل ایمان حساسیت به خرج داده و در آیه 19 سوره نور چنین می فرماید:
{ان الذین یحبون ان تشیع الفاحشه فی الذین امنوا لهم عذاب الیم، کسانی که دوست دارند زشتکاری در حق مومنان شایع شود، برای آنها عذابی پردرد خواهد بود}. این، معنایش این نیست که خود فحشا در میان اهل ایمان شایع شود، بلکه نسبت فحشا درباره اهل ایمان شایع شود، یعنی کسانی که دوست دارند عرض اهل ایمان را لکه دار کنند.
بنا براین شماری اندک که به اصطلاح روانشناسی امروز «عقده» دارند، هر جا کسی را می بینند که در میان مردم جایگاهی دارد، برای اینکه به اوحسادت می برند، همت و عرضه هم ندارند که خودشان را جلو بیندازند، فورا به این فکر میافتند که شایعه ای درباره او بسسازند. میگویند ما که نمی توانیم به او برسیم پس او را پایین بیاوریم. و در منتهای نامردی شایعه ای علیه او می سازند و تهمتی به او می زنند و ...
4- هدف اصلی شایعه سازان مطرح کردن خود و همفکرانشان است
هدف اصلی شایعه سازان ارایه چهره ای دلسوز و مطرح کردن خود و همفکرانشان است تا در پرتو آن پست و مقامی برای خویش دست و پا کنند. اینان در صورتی که به هر دلیل کسانی را مانع دستیابی به اهداف خود ببینند، تلاش می نمایند به هر طریق اگر چه با تهمت و دروغ آنان را از سر راه خود بردارند ودر این مسیر از هیچ تلاشی فرو گزار نمی کنند.
آنان برای رسیدن به اهدف ناپاک خود به راحتی برای خود فضیلت می آفرینند و به آسانی سجایای اخلاقی و فضائل دیگران را انکار و یا وارونه جلوه می دهند. چه بسا برای تکیه زدن بر کرسی به جعل امضا دست یازیده و در این مسیر هیچ نگرانی به دل راه نمیدهند.
5- - وظیفه مسؤلان ذیربط به حکم قانون
چنانچه توصیه های اخلاقی تأثیر گذار نبود، مسؤلان ذیربط به حکم قانون وظیفه دارند برابر صریح ماده 698 قانون مجازات اسلامی به تعقیب و مجازات این اشخاص پرداخته و حق ندارند در اجرای قانون مصحلت اندیشی نمایند. چرا که اجرای قانون تنها راهی است که برای فروکاستن اندیشه شوم و یا اقناع آنان به کار می آید. و باید توجه نمایند که قانونگذار در مقام وضع قانون مصلحت اندیشی لازم را کرده است و مجریان فقط باید قانون را اجرا نمایند.
6- سخن آخر
سخن آخراینکه اگر عزیزان حرف منطقی وسنجیده ای دارند درکمال شجاعت فریاد برآورده و «هل من مبارز» بطلبند،در غیر این صورت بهتر است از غضب الهی بترسند و به یاد آورند فرمایش امامان معصوم (ع) را که فرموده اند: "کسی که در مقام آبروریزی دیگران باشد، بالاخره خداوند او را رسوا خواهد ساخت، گرچه در میان خانواده اش" اینجانب با کمال شهامت و در عین صداقت بر اساس سوگندی که به عنوان وکیل ملت یاد کرده ام اعلام میدارم کلیه تصمیمات و پیگیری هایم در سطح ملی، استانی و شهرستانی بر مبنای مصالح استان و شهرستان حوزه انتخابیه ام بوده و هیچ ابهامی در روند خدمت رسانی ام وجود ندارد.
همگان نیز می دانند با افراد یا گروههایی که خلاف جهت خواسته های بحق مردم در حرکتند هیچ پیمان برادری نبسته و نخواهم گذاشت در پناه هوچی گریهای این اقلیت خود فریفته مصالح استان پایمال شود. هرچند این سنگ اندازی ها و منفی بافی ها اراده ام را در پیگیری مطالبات برحق مردم مظلوم خراسان جنوبی پولادین تر می سازد و فرصتی دست میدهد تا با مردم که به حقیقت آنان را ولی نعمتان خویش می دانم ، درد دلی داشته باشم ، اما از همه شایعه نویسان شب پرست میخواهم اگر ابهامی در عملکرد مدیران استان بویژه این خدمتگزار کوچک میبینند به صورت شفاف و نام و نشان دار منتشر کنند تا حقیر نیز بدون کم و کاست عینا بر روی سایت خودم قرار دهم و به یقین رسانه هایی مانند کاج نیوز، طلوع قاینات و...نیزبه تحلیل خواهند پرداخت. تا مردم آگاه استان خود قضاوت نمایند.
امیدوارم خداوند به همه ما توفیق بندگی اش را عنایت فرماید و ما را از پیروی هوای نفس نجات دهد. منتطر باشید شاید آینده در این زمینه شفاف تر حرف بزنم.