مسئوليت هاي و سمت ها در دوران خدمت

 1 - عضو هيات رييسه مجلس
 2 - عضو گروه دوستي پارلماني يمن
 3 - عضو گروه دوستي پارلماني بلغارستان
 4 - عضو هيات تجديد نظر رسيدگي به تخلفات اداري مجلس
 5 - رييس هسته مركزي برگزاري همايش يكصدمين سال قانون گذاري (نيازها و چالشها)
 6 - رييس مجمع نمايندگان خراسان جنوبي
 7 - عضو كميسيون قضايي مجلس
 8 - عضو كميسيون تلفيق بودجه 1384

همايش گراميداشت شهيد آيت الله مدرس وبزرگداشت روز مجلس با حضور جمع کثيري از مردم قاينات وزيرکوه در سالن آمفي تئاتر دانشگاه آزاد اسلامي قاين برگزار شد.
در اجتماع عظيم دلدادگان به سرور آزادگان جهان، برخي شخصيت‌ها و چهره‌هاي معروف نيز در کنار جمعيت ميليوني عاشقان امام حسين(ع) حضور يافتند.
زرشک يکي از محصولات استراتژيک استان خراسان جنوبي است که اين روزها برداشت آن آغاز شده است. کشاورزان اين روزها در حال برداشت نوبرانه محصول زرشک بوده تا آن را به صورت تازه دست چين کنند و به صورت خشک شده و تازه به ديگر استان‌ها صادر کنند. زمان برداشت زرشک در استان نيمه دوم مهرماه تا اواخر آبان است که سال گذشته ۱۷ هزار و ۲۰۷ تن زرشک از باغات خراسان جنوبي برداشت شد. بيشترين سطح زير کشت زرشک خراسان جنوبي با ۴ هزار و ۲۳۳ هکتار به شهرستان قاين اختصاص دارد.
گزارش تصويري سفر موسي قرباني به حج 1396
رئيس ستاد پيگيري اجراي برجام در وزارت خارجه از نقض بندهاي 26، 28 و 29 برجام با قانون جديد تحريمي آمريکا عليه ايران خبر داد و تأکيد کرد که جمهوري اسلامي ايران پاسخ قاطعي به اين قانون کنگره آمريکا خواهد داد.
شنبه ۲۰ خرداد، مراسم تکريم عبدالعلي ميرکوهي سرپرست پيشين سازمان تعزيرات حکومتي و معارفه مهدي اميري اصفهاني رئيس جديد اين سازمان با حضور حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پورمحمدي وزير دادگستري برگزار شد.
گزارش سفر مأموريت به عتبات عاليات از طرف بعثه مقام معظم رهبري
شست بررسي مصونيت قضايي نمايندگان براساس اداي وظايف نمايندگي با حضور موسي قرباني و علي اکبر اوليا دو نماينده مجلس هشتم برگزار شد؛ قرباني از ديدگاه قوه قضائيه درباره اين موضوع حمايت کرد اما اوليا بر رعايت قانون نظارت بر رفتار نمايندگان تأکيد داشت.
پايگاه هاي مرتبط
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آمار بازديدکنندگان
آنلاين سايت: 41
بازديد امروز: ۱۲۶۴
بازديد اين ماه: ۶۴۷۹۱
بازديد كل: ۲۴۶۰۰۴۴

روايت ناطق‌نوري از فتنه ۱۸ تير ۷۸:

روايت ناطق‌نوري از فتنه ۱۸ تير ۷۸:

تاريخ: 28/4/1393
کد خبر: 11560
نهضت آزادي پشت‌پرده‌ اين جريان هستند و اگر ما بخواهيم اين آشوب و شورش را بخوابانيم بايد سران اينها را دستگير کرده ... حتي اگر لازم باشد آن‌ها را به سينه‌ ديوار بگذاريم.

به گزارش گروه سياسي خبرگزاري تسنيم، علي‌اکبر ناطق‌نوري رئيس اسبق مجلس شوراي اسلامي در جلد دوم کتاب خاطرات خود روايتي تازه از تعطيلي روزنامه سلام و ماجراي کوي دانشگاه تهران ارائه داده است.

"چون پيشتر در امور اجرايي بوده و وزارت کشور را در بحراني‌ترين شرايط کشور هم اداره کرده بودم، با حساسيت، جريان کوي دانشگاه را تعقيب کردم.

خبرهايي که از آغاز صبح در اين‌باره مي‌رسيد، حکايت از اين داشت که آن‌چه رخ مي‌دهد، يک جريان عادي نيست.

اصل ماجرا از اين قرار بود که به‌دنبال توقيف روزنامه «سلام» و به‌بهانه اعتراض به اين توقيف، در کوي دانشگاه تظاهراتي شد که بعد به بيرون هم کشيده شد.

راهپيمايان مسيري را طي کردند، سپس نيروي انتظامي با آنها برخورد کرد که منجر به آن حوادث شد. من اصل جريان را هم عادي نمي‌ديدم، زيرا توقيف يک روزنامه نمي‌توانست اين‌قدر موج‌آفريني کند، گرچه همان موقع شنيده بودم که بعضي از افراد جبهه دوم خرداد مي‌گفتند: «توقيف اين روزنامه به اين آساني نيست، اين غير از روزنامه‌ «طوس» و «جامعه» است و نظام اگر بخواهد با روزنامه سلام برخورد کند، بايد خسارت سنگيني بپردازد».

اين سخنان از آنها شنيده شده بود و اين ذهنيت را ايجاد مي‌کرد که هدف از اين سخنان، پيش‌بيني طرح و برنامه‌اي بود که اگر حادثه‌اي به اين شکل رخ بدهد، چه بايد کرد، از اين روي وقتي حادثه رخ داد و روزنامه توقيف شد، حوادث و نتايج‌ آن براي من غيرمترقبه نبود.

با اين سابقه ذهني و خبرهايي که داشتم، وقتي حادثه رخ داد، آن را عادي ندانسته جريان را تعقيب کردم تا اين که گفته شد راهپيمايان به خيابان ريختند و تخريب کردند.

آنها شعارهاي تند و تيز و توهين‌آميزي را عليه ارکان بالاي نظام و قوه قضاييه و حتي به مقام معظم رهبري مي‌دادند، در حالي که ايشان هيچ نقشي و دخالتي از اين جهت در اين نوع کارها ندارند، يعني آقا نمي‌گويند اين روزنامه را ببندند، يعني در ريز قضايا دخالت نمي‌کنند. شأن رهبري ايشان اجل از اين است که در اين مسائل ريز دخالت کنند. ايشان سياست‌هاي کلي را بيان مي‌کنند، ممکن است که به‌طور کلي هشدار و اخطار هم به مطبوعات بدهند، همان‌طور که ممکن است به قوه قضاييه هم هشدار بدهند که تو به وظيفه خود عمل کن اما اين که حالا تعيين مصداق بکنند، نيست، به‌اصطلاح معروف علمي و طلبگي خود ما، «حکم را در واقع حاکم بيان مي‌کند، ولي تشخيص مصداق و موضوع با مکلف است» و آنجا هم مکلف قوه قضائيه بود که برخورد کرد.

من به‌لحاظ اين‌که شم امنيتي داشته و کار امنيتي کرده بودم، احساس مي‌کردم پشت‌صحنه دست‌هايي است که اينها را مي‌گرداند و به‌طور جدي به اين موضوع يقين داشتم. در همان روزها قبل از آن که حتي کسي دستگير و بازجويي شود، يا مثل الآن يک خرده شفاف شود، گفتم که ماجرا زير سر نيروهاي به‌اصطلاح ملي ــ مذهبي است.

اينها رهبري مي‌کنند و به‌نظر من قوه قضاييه اگر بخواهد اين غائله را ختم کند، بايد سران اينها را دستگير نمايد. هميشه وقتي که يک جايي شورش و جار و جنجال مي‌شود، مثل مشهد، اسلام‌شهر، اکبرآباد، قزوين و از اين قبيل آنهايي که در متن صحنه هستند و آتش مي‌زنند، غارت مي‌کنند و شيشه مي‌شکنند، سياسي نيستند؛ اينها يک مشت آدم‌هاي عقده‌اي و اراذل و اوباش هستند که در شلوغي مي‌ريزند و آتش مي‌زنند که چيزي گير بياورند، اما آنهايي که پشت‌پرده و صحنه را هدايت مي‌کنند، آنها سياسي هستند.

يکي از محافظين من مي‌گفت: «هنگام تظاهرات در خيابان ايستادم و نگاه مي‌کردم که جريان چگونه است، ديدم يک مرد 40 تا 50 ساله که موبايل در دست خودش دارد، از اين يک طرف جلو مي‌آمد و با گفتن جمله‌اي جمعيت را تحريک مي‌کرد، بعد خودش مي‌رفت پشت يک درختي مي‌ايستاد و با موبايل خبر مي‌داد. اين شخص را خيلي تعقيب کردم ببينم که چه مي‌کند. مي‌خواستم با او برخورد کنم، اما جرأت نکردم، براي اين که احساس مي‌کردم تنها هستم و کسي همراهم نيست، بنابراين با اينکه او را تحت تعقيب قرار دادم، اما گمش کردم».

لذا معتقدم اين جريان هدايت شده بود، براي همين من آرام نگرفتم و با اين که در اين زمينه مسئوليتي نداشتم، دائماً جاهاي مختلف از دفتر خودم در مجلس تلفن مي‌زدم. حراست خود را هم به صحنه‌ تظاهرات فرستاده بودم تا به من خبر دهند. چون گفته بودند اغتشاش‌گران به‌سمت بهارستان هم آمدند، مسئول حراست، آخرين وضعيت را به من گزارش مي‌داد که مثلاً الآن اغتشاش‌گران در کجا هستند و چه‌کار مي‌کنند. زماني که نزديک ايستگاه راديو بودند، با آقاي لاريجاني تماس گرفتم: شما آنجا چقدر نيرو داريد؟ و بعد معلوم شد تدابيري انديشيده شده بود.

من با آقاي ذوالقدر و آقاي رحيم صفوي فرمانده محترم سپاه نيز پي‌‌درپي تماس مي‌گرفتم و آنها هم مي‌گفتند هنوز به ما دستور داده نشده و علت دارد که دستور داده نشده، حتماً شما در جريان هستيد، البته آقايان هم ناگزير هستند که ضوابط را رعايت کنند، چون در اين درگيري‌ها که نان و حلوا تقسيم نمي‌شود، ممکن است دو نفر هم کشته شوند و آن‌وقت به اين فرماندهان بگويند: شما به چه مناسبت وارد شديد؟ از اين رو اين اغتشاش‌گران فکر مي‌کردند که واقعاً ميدان باز است و هرکاري که دلشان بخواهد، مي‌توانند انجام دهند.

در واقع، فرصت خوبي بود که اينها خودشان را نشان دهند، ولي به‌نظر من، نبايد هيچ فرصتي به اين‌گونه جريان‌ها داد، از همان اول بايد در نطفه خفه مي‌شد. بالاخره در يک مقطعي دستور صادر شد که سپاه وارد عمل شود و در ظرف دو ساعت اغتشاشي که از «ميدان بخارايي» تا «شهرري» کشيده شده بود، پايان يافت.

در همين زمان، جلسه‌اي در حضور مقام معظم رهبري از سران سه قوه، فرماندهان نظامي سپاه، وزير اطلاعات، وزير کشور و تا آنجا که من يادم است، دبير شوراي عالي امنيت ملي تشکيل شد.

مقام معظم رهبري از وزير کشور سؤال کردند (نزديک غروب بود): «اوضاع چه‌خبر است؟» گفت: «حاج آقا، تظاهرات و ناآرامي‌ها را جمع کردند و بر همه‌چيز مسلط هستيم» من چون خودم از بعدازظهر قضايا را تعقيب مي‌کردم، خيلي عصباني بودم، بين حرف پريدم و با تندي گفتم: «آقا، ايشان گزارش بي‌ربطي مي‌دهند، اين‌طور نيست. همين الآن در ميدان بخارايي، سپاه درگيري دارد. اينها را آقاي صفوي بفرمايند. آقاي رحيم صفوي گفت: «درست است» جالب‌تر از همه اين که خود آقا فرمود: «تنها در ميدان بخارايي نيست، شهر ري هم الآن آشوب است،» يعني خود آقا از همه‌ ما بيش‌تر، خبر داشت. من همان‌جا گفتم: «آقا، بنده اعتقاد دارم نهضت آزادي و اين نيروها پشت‌پرده‌ اين جريان هستند و اگر ما بخواهيم اين آشوب و شورش را بخوابانيم، به‌نظر من بايد سران اينها را دستگير کرده، عده‌اي را که در صحنه آشوب کردند هم به‌سرعت محاکمه کنيم. حتي اگر لازم باشد ــ ديديم که اينها به‌هرحال بحران ايجاد کردند را هم به‌سرعت محاکمه کنيم و حتي اگر لازم باشد ــ آن‌ها را به سينه‌ ديوار بگذاريم. اگر قصد براندازي نظام را دارند و با اسلام محارب هستند، با آنها برخورد شود». بعضي از مسئولان خيلي جا خوردند و گفتند: اين نوع حرف زدن جلوي آقا؟! اما من ريشه‌ اغتشاش را در نهضت آزادي مي‌دانم، اين‌ها دنبال براندازي هستند و در کشور بحران ايجاد مي‌کنند و بالاخره بايد با آنها برخورد کرد، حکومت تعارف ندارد. در نهايت، با اين ناآرامي‌ها خوب برخورد شد و بعضي‌ها را هم دستگير کردند.

با تأييد مقام معظم رهبري سپاه توانست عمل کند، البته من نظرم اين است که در رابطه با حادثه‌‌ کوي حق بسياري از نيروها تضييع شد. ما تحت تأثير شرايط آن دوره و همچنين يک مقدار رودربايستي قرار گرفتيم، يک مقدار مصلحت‌انديشي کرديم و نيروي انتظامي و افرادي هم مثل آقاي نظري و افسر ديگري که در منطقه مسئول عمليات بودند ــ که افسران خوبي هستند ــ به‌نظر من وجه المصالحه قرار گرفتند، اينها قرباني شدند.

من معتقد بودم که حتي با وزير آموزش عالي نيز بايست برخورد جدي شود، معنا ندارد که وزير جمهوري اسلامي در آن ماجرا که يک جريان پيچيده سياسي و پشت‌صحنه آن حداقل نامشخص بود، تصميم عجولانه به استعفا بگيرد و عواطف دانشجوها را با اين کار خود تحريک کند.

به‌نظر من او و دستيارانش در رده‌هاي مختلف بايد محاکمه مي‌شدند، اما خيلي مصلحت‌انديشي شد. به‌خلاف شعارهايي که مي‌دهيم ــ قانون و قانون‌گرايي ــ به‌نظر من، اين‌جا قانون خوب پياده نشد و من اگر مسئول بودم حتماً اين‌طور عمل نمي‌کردم که عمل شد، جدي‌تر عمل مي‌کردم.

واقعاً حادثه کوچکي نبود. اگر مقداري اين مسئله رها مي‌شد، ضدانقلاب بيشتر وارد کشور شده با کمکي که از بيرون هم به آنها مي‌شد، براي ما خيلي بحران ايجاد مي‌کرد. البته لطف خدا و حضور به‌موقع نيروي بسيجي، سپاه و مردم حزب‌اللهي بود که اين جريان جمع شد، اما اين به آن معنا نيست که بعد از آن ما ديگر با چنين بحران‌هايي برخورد نکنيم، چون ده‌ها سؤال در رابطه با اين جريان به‌نظر من هنوز وجود دارد که پاسخ آنها داده نشده و موضوع مبهم است.

من بعد از اين جريان تا مدتي مصاحبه نکردم، بعد در يک مصاحبه‌اي از من پرسيدند: «نظر شما در مورد اين واقعه چست؟ چرا تا حالا حرف نزديد؟» گفتم: «براي اين‌که تا حالا براي من مبهم بود که قضايا چيست، من به‌عنوان رئيس يک قوه نمي‌دانم چه مي‌گذرد و الآن هم براي من شفاف نيست. خيلي سؤال‌ها و ابهامات هست، وزارت کشور چه‌وقت در جريان حادثه کوي دانشگاه قرار گرفته نيروهاي تحت امر او چه کرده‌اند؟ چه‌زماني وزارت کشور وارد عمل شده است؟ حادثه ساعت 2 نيمه‌شب رخ داده تا 8 صبح مسئولان کجا بودند؟ چه‌کسي دستور داده، چه‌کسي دستور نداده؟ چه‌کساني از قبل در خوابگاه براي دانشجويان سخنراني کردند؟ بعضي از نمايندگان مجلس و مسئولان چرا براي دانشجويان سخنراني و آنها را تحريک کردند؟ اينها چه‌کساني بودند؟ اينها بايد مورد بحث قرار بگيرد، چرا استعفا دادند؟ چرا تحريک کردند؟».

در اين جريان چند نفر دستگير شدند، از جمله منوچهر محمدي و يک زني که او را هم گرفته بودند، معروف شد که با گرفتن يک منوچ و ملوس قصه حل شد! منشأ يک بحران و يک شورش اين نيست، اين پشت‌پرده دارد.

الآن هم به‌نظر من پرونده ماجراي کوي دانشگاه بايد باز باشد و بعضي از مسئولان کشور بايد آنجا پاسخ بدهند. حداقل هنوز براي ما ماجرا روشن نيست، چرا سؤال‌ها پاسخ داده نمي‌شود؟ چرا افراد دستگير نمي‌شوند؟ چرا توضيح داده نمي‏‌شود؟ چرا اين واقعه به ابهام و اجمال گذشت؟ اين قضيه فقط به محاکمه‌‌ سردار نظري و پخش صحبت‌ها و ادله و در نهايت حکم ايشان ختم شد، ولي عوامل اصلي ايجاد اين واقعه، هنوز مشخص نشده است.

در جريان حادثه کوي دانشگاه بين سران سه قوه، اختلافي به آن معنا وجود نداشت. آن‌زمان من، آقاي خاتمي و‌ آقاي شاهرودي بوديم که با هيچ‌کدام آنها دعوا نداشتم و اختلافي هم واقعاً نداشتم و در جلسات سران هم که تشکيل مي‌شد، نوعاً در مسائل کلي تفاهم بود و ما هم در ريز جريانات وارد نمي‌شديم. ممکن بود سليقه من با سليقه آقاي خاتمي يا سليقه ايشان با من متفاوت باشد، اما واقعآً تضاد و درگيري در بين نبود.

عمل من در مجلس روشن بود، نحوه برخورد با لوايح دولت، بودجه و غيره شايد به‌اعتراف خود آقايان، و هماهنگي مجلس در دوران مديريت من با دولت، بيش از الآن (مجلس ششم) بود. اين درگيري‌ها مرهون و معلول اختلافات جناحي است که ربطي به سران ندارد. ممکن است مرا به يک جناح منتسب کنند، اما آيت‌الله سيد محمود‌ ها‌شمي را به کدام جناح مي‌خواهند منتسب کنند؟ ايشان نه جزوو جناح راست يا چپ بوده و نه در يک فراکسيوني مي‌باشد. بحث اين بود که روزنامه سلام از ديدگاه قوه قضائيه تخلفي کرده است، سؤال و ابهامات هم همين‌جا است، بالاخره بايد از اين آقايان اصلاح‌طلب و قانون‌گرا سؤال کرد که مگر شما نمي‌گوييد که بايد قانوني عمل کرد، مگر شما نمي‌گوييد که کسي در کار ديگري دخالت نکند؟ قوه قضائيه به يک جمع‌بندي رسيده و دارد عمل مي‌کند، قوه قضائيه هم هرکاري را که دلش بخواهد، نمي‌تواند انجام دهد، ما سلسله مراتب داريم، اگر قايل هستيد که قاضي جناحي عمل کرده و تخلف نموده، مي‌توان به دادگاه انتظامي قضات شکايت کرد، اگر آنجا هم جناحي است، به رئيس قوه قضائيه و پس از آن به رهبري ــ که او را نصب کرده ــ مي‌توان شکايت کرد. چرا در اين جريان سلسله مراتب مراعات نشد، چرا وقتي جلوي آن روزنامه گرفته شد، عده‌اي مردم را تحريک کردند، مقاله و سرمقاله نوشتند، دانشگاه رفتند سخنراني کردند و متحصن شدند؟ اينها واقعا از ابهامات است. در اين قضيه هم دعواهاي اين‌چنيني مطرح است، والّا واقعاً سران با هم در اين قضايا اختلافي نداشتند.

اختلاف من با آقاي خاتمي سليقه‌اي بود و به اين معنا که در ماجراي هيجده تير 1378، قائل بودم که بايد سران نهضت آزادي دستگير، محاکمه و با آنها برخورد قاطع شود، اما ايشان اين اعتقاد را نداشت، تفاوت ما اين است.

من خبر نداشتم که در کوي دانشگاه يک تظاهراتي رخ داده و لباس شخصي‌ها در خوابگاه جمع شدند. قرايني که هست نشان مي‌دهد جرياني که اين حادثه را به وجود آورد ــ آنهايي که از آنجا سخنراني کردند ــ از قبل خبر داشتند که چنين حادثه‌اي رخ مي‌دهد. من و دوستانم از وقوع حادثه خبر نداشتيم، صبح که به مجلس آمدم، خبردار شدم کوي دانشگاه شلوغ شده است. اگر دوستان ما جلسه يا تصميمي داشتند من چون در رأس اين فراکسيون بوده و هستم، خبردار مي‌شدم.

چنين چيزي که اينها نشسته و طرحي ريخته باشند و بعد هم با هماهنگي سپاه و بسيج يک نيرويي به آنجا بفرستند، هرگز نبوده است. اين نکته را مي‌توانم بگويم که در نيروهاي حزب‌اللهي، بسيجي، دانش‌آموز، دانشجو، کارگر و کاسب هم مي‌تواند باشد.

اين نيروهاي حزب‌اللهي زماني در تهران تشکيلاتي دروني داشتند، که حالا آن را هم ندارند. اينها وقتي مي‌بينند يک‌جا شلوغ مي‌شود، وارد صحنه مي‌شوند و اصلاً با کسي هم ارتباطي ندارند. من هم دخالت به اين صورت را تأييد نمي‌کنم، فرض کنيد شخصي در جايي سخنراني مي‌کند، ممکن است حرف‌هاي لاطائلات هم بزند، حزب‌الله تحمل نمي‌کند، شلوغ کرده جلسه را به هم مي‌زنند. آن‌وقت بعضي روزنامه‌هاي دوم خردادي و طرفداران آنها مي‌نويسند که طرف‌داران جناح راست، سخنراني زيد يا عمرو را در قم به هم زدند؛ در حالي که اين حزب‌اللهي‌ها همين مردم هستند.

طبيعي است که از آن طرف هم همين طرف است، مثلاً من در مسجد دانشگاه رفتم سخنراني کردم، تحکيمي‌ها شلوغ کردند و نگذاشتند من حرف بزنم و در مسجد را بستند. من اين را به چه‌کسي منتسب کنم؟ بگويم که اينها حتماً از جناح چپ هستند و در آن صورت از مجمع روحانيون دستور گرفتند! يقيناً اين‌گونه نيست، البته ممکن است طرفداران يک تفکر بريزند شلوغ و خراب کنند.

من يقين دارم که در ماجراي کوي دانشگاه اين لباس شخصي‌هايي که مي‌گويند سازمان يافته و از جناح راست هستند، اصلاً وجود خارجي نداشتند، کما اين‌که دادگاه هم به همين جمع‌بندي رسيد.

جناح راست جامعه‌ روحانيت، جامعه‌ مدرسين، جامعه‌ مهندسين، جامعه‌ فرهنگيان، جامعه‌ دانشگاهيان و جامعه‌ دانشجويان و امثال آنها هستند و يقيناً هيچ‌کدام از اينها در اين جريان نبودند.

آن لباس شخصي‌هايي هم که داخل کوي دانشگاه رفتند، معلوم نيست که همه آنها از کدام گروه بودند، يکي از ابهامات هم همين است که اصلاً‌ اين لباس شخصي‌ها چه‌کساني هستند؟ تحليل من اين است که خود اين‌ها ممکن است از جرياني باشند که خواستند بروند آن‌جا، شلوغ کنند، به هم بريزند و آشوب به وجود بياورند که بعد بهره‌برداري کنند؛ ممکن است اين‌طور باشد.

در ماجراي فيضيه سال 1342، پاي منبر مرحوم «انصاري» يک مشت لباس شخصي ريختند و شلوغ کردند، براي اين‌که بتوانند فرصتي به وجود بياورند که طلبه‌ها را بزنند و زهرچشمي بگيرند. شايد اين لباس شخصي‌هاي حادثه کوي دانشگاه از همين آقاياني بودند که آن آشوب را راه انداختند؟

يا اين که گفتند يک کسي کلت داشته و تيراندازي کرده، اين چه‌کسي بوده؟ چه‌کسي او را فرستاده؟ از قرائن برمي‌آيد که آمادگي مقابله از آن طرف بوده است! من اميدوارم که ان‌شاءالله ماجراي کوي دانشگاه مجدداً پيگيري شود ــ چون پرونده‌‌ آن باز است ــ و چيزهايي در اين پرونده روشن‌تر شود. آدم‌هايي را گرفتند؛ فيلم‌هايي موجود است و عکس‌هايي که بعضي‌ها با لباس‌هاي مبدل آنجا بودند، اين‌ها شناسايي هم شدند. چون اين جريان هنوز شفاف نيست و محکمه‌اي نبوده، اين‌ها را نمي‌گويم، ولي بايد روشن شود".

ارسال نظر
تنها در صورتی که اظهار نظرها مشتمل بر توهین ، افترا ، کذب ، خلاف واقع ومخالف مصالحِ ملی و موازین شرعی نباشد منعکس خواهد شد.
نام و نام خانوادگی
آدرس رایانامه
نظر
در آخرين روز از نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي ،حافظه موبايل نمايندگان از حافظه مجلس نهم پر شد.
فرزند آيت الله مرعشي نجفي گفت: آقاي بهجت مي گفت فردي از امام زمان(عج) درباره آيت‌الله مرعشي نجفي مي پرسند و آقا در پاسخ مي فرمايند مرعشي نجفي از خود ماست.
گرچه در مکه مکرمه مأموريّتي خاصّ داشتم ولي اين مأموريّت مانع کارهايِ خارج از برنامه نشد بر همين اساس به صحنه ها جالبي برخورد داشتم که نگاشتن آن خالي از لطف نبوده و خواندن آن خصوصا براي همشهريان عزيز بي فايده نيست
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در کتاب خاطرات خود به سهم خواهي موسوي خوئيني‌ها از آيت‌الله خامنه‌اي اشاره مي‌کند که ذکر اين خاطره خالي از لطف نيست.
حجت‌الاسلام موسي قرباني: انقلاب اسلامي مردم ايران، برترين و مقدس ترين انقلاب در طول تاريخ انقلاب‌هاي دنيا است/ مردم عزيز ما با وجود برخي مشکلات معيشتي پاي انقلاب خود ايستاده‌اند/ انقلاب اسلامي نزديکترين انقلاب به اهداف الهي است
اميدوارم با توجه به اينکه حقير ثبت نام نکرده ام و نماينده فعلي يکي از شهرستانها تقاضاي انتقال به تهران کرده است و يکي از نمايندگان هم قطعا راي نمي آورد واکثريت نمايندگان جديد خواهند بود ، با شور و نشاط و هماهنگي بيشيري براي استان خدمت کنند
دوستان خوب توجه کنند که در 4 دوره قبل نماينده قاينات نزديک به 60% و در دوره هفتم مجلس 70% مردم او را انتخاب کرده اند وعليرغم کسب راي اکثريت قوي مردم بعد از انتخابات تنها با برگزاري يک جلسه تشکر از مردم و آنهم روز شنبه بعد از انتخابات همه چيز پايان مي پذيرفت تا هر چه سريعتر فضاي انتخابات برچيده شود و مردم اذيت نشوند.
روز آخر مجلس هشتم جلسه توديعي در سالن دانشگاه پيام نور گرفتم واز تعدادي از دوستان که در دفتر با من همکاري ويژه داشته اند و در واقعي کمک شخصي به داشتند نيز تقدير و تشکر کردم
خدمت‌ برادران‌ و خواهران‌ محترم‌ نماينده‌ عرض‌ كنم‌، نامه‌اي‌ از يكي‌ از مراجع‌ عظام‌ قم‌ خطاب‌ به‌ رياست‌ محترم‌ مجلس‌ كه‌ مخاطب‌ آن‌ نمايندگان‌ هم‌ هستند واصل‌ شد كه‌ من‌ اين‌ نامه‌ را خدمت‌ شما قرائت‌ مي‌كنم‌.
تجليل از قرباني در همايش تکريم خدمت
سپاسگزارِ ،انجام وظيفه در مجلس ، تنقيح قوانين ، انتخابات، يک سوزن بخود و يک جوال دوز به ديگران و تذکرات به مسؤلين
مجلس در کلام رهبر معظم انقلاب،نکاتي پيرامون مرحوم مدرس،پاسخ به شبهات ، دفاع از عملکرد و بحث انتخابات
هفته دفاع مقدس ، جنگ نرم ، شبيخون فرهنگي و جنگ فرهنگي، برنامه ريزي براي اشتغال از درآمد يارانه ها، برنامه ريزي براي سرشماري و  آغاز سال تحصيلي 90-91
گويا از آنچه به دست اصلاح طلبان برسر کشور آمده که فتنه 88 را نيز آنان خلق کردند غافل شده‌ و نقشه هاي شوم اصحاب فتنه و منحرفان را فراموش کرده ايم
در بخشي از نامه شهيد بهشتي به حضرت امام درباره بني‌صدر آمده است: پناه دادن رئيس جمهور به مخالفان حاکميت اسلام، عرصه کار را بر همه کساني که شب و روز در اين راه تلاش کرده و مي‌کنند، روز به روز تنگتر مي‌کند.
رئيس وقت ساواك به آيت‌الله فسلفي مي‌گويد:«تغيير روش‌ بدهيد و دست‌ از انتقاد برداريد. منبر برويد، ولي‌ عادي‌. اگر قبول‌ مي‌كنيد و به‌ ما قول‌ مي‌دهيد، خيلي‌ خوب‌؛ ولي‌ اگر قبول‌ نكنيد، عكسي‌ تهيه‌ شده‌ است‌ كه‌ حيثيت‌ شما را بر باد مي‌دهد».
در کتاب خاطرات آيت الله علي آل اسحاق که انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي منتشر کرده است، خاطره اي مربوط به شکنجه رهبر معظم انقلاب منتشر شده است
يک شب تصميم گرفتيم که آفتابه‌هاي موجود در توالت را نيمه شب جمع کنيم و در جايي پنهان کنيم.
ماجراي تنبيه آيت الله مهدوي کني توسط پدرش
هاشمي رفسنجاني در خاطرات 14 ارديبهشت 1362 به تعطيلي روزنامه اطلاعات به دستور امام خميني اشاره کرده و از شفاعت بي نتيجه خود در اين رابطه پيش امام سخن مي گويد.
نهضت آزادي پشت‌پرده‌ اين جريان هستند و اگر ما بخواهيم اين آشوب و شورش را بخوابانيم بايد سران اينها را دستگير کرده ... حتي اگر لازم باشد آن‌ها را به سينه‌ ديوار بگذاريم.
آيت الله محمدي گيلاني يکي ازشخصيت هاي ماندگارتاريخ انقلاب است که باقائم مقامي منتظري مخالف بود و اين مخالفت را نيز به اطلاع امام رسانده بود ...
ماجراي نطق جنجالي ناطق نوري عليه يادگار امام چه بود؟!
حسن روحاني چگونه حجاب را براي کارکنان زن ارتش اجباري کرد؟!
زندگينامه
 

ظاهرش بيشتر نشان مي دهد اما در واقع متولد بيستم شهريور ماه هزار و سيصد وسي ونه است قرباني بعد از انقلاب در مدرسه عالي تربيتي و قضائي طلاب قم (دانشگاه قم فعلي) ادامه تحصيل داد و ...

 
آشنايي با پايتخت زعفران جهان
 

قاين بعد از اسلام در مورد فتح قهستان و قاين مورخين عرب و ايراني به اختلاف سخن گفته اند به چند مورد آن اشاره مي شود 1- نشريه فرهنگ شماره 6 در بهار 1369 به قلم دكتر راشد محصل بيرجندي مي نويسد. در زمان عهد خليفه دوم وقتي مسلمانان وارد ايران شدند احنف بن قيس به خراسان شتافت و از راه طبس به قهستان آمد 2- تاريخ طبري در فتح قاين مي نويسد در زمان خليفه دوم پس از فرار يزد جرد به مرواحنف بن قيس راه خراسان گرفت و از اصفهان به طبس سر درآورد و حدود طبس و قاين و كوهستان را به زيريي سپرد و هرات را بدون جنگ تصرف كرد.