مسئوليت هاي و سمت ها در دوران خدمت

 1 - عضو هيات رييسه مجلس
 2 - عضو گروه دوستي پارلماني يمن
 3 - عضو گروه دوستي پارلماني بلغارستان
 4 - عضو هيات تجديد نظر رسيدگي به تخلفات اداري مجلس
 5 - رييس هسته مركزي برگزاري همايش يكصدمين سال قانون گذاري (نيازها و چالشها)
 6 - رييس مجمع نمايندگان خراسان جنوبي
 7 - عضو كميسيون قضايي مجلس
 8 - عضو كميسيون تلفيق بودجه 1384

در اجتماع عظيم دلدادگان به سرور آزادگان جهان، برخي شخصيت‌ها و چهره‌هاي معروف نيز در کنار جمعيت ميليوني عاشقان امام حسين(ع) حضور يافتند.
زرشک يکي از محصولات استراتژيک استان خراسان جنوبي است که اين روزها برداشت آن آغاز شده است. کشاورزان اين روزها در حال برداشت نوبرانه محصول زرشک بوده تا آن را به صورت تازه دست چين کنند و به صورت خشک شده و تازه به ديگر استان‌ها صادر کنند. زمان برداشت زرشک در استان نيمه دوم مهرماه تا اواخر آبان است که سال گذشته ۱۷ هزار و ۲۰۷ تن زرشک از باغات خراسان جنوبي برداشت شد. بيشترين سطح زير کشت زرشک خراسان جنوبي با ۴ هزار و ۲۳۳ هکتار به شهرستان قاين اختصاص دارد.
گزارش تصويري سفر موسي قرباني به حج 1396
رئيس ستاد پيگيري اجراي برجام در وزارت خارجه از نقض بندهاي 26، 28 و 29 برجام با قانون جديد تحريمي آمريکا عليه ايران خبر داد و تأکيد کرد که جمهوري اسلامي ايران پاسخ قاطعي به اين قانون کنگره آمريکا خواهد داد.
شنبه ۲۰ خرداد، مراسم تکريم عبدالعلي ميرکوهي سرپرست پيشين سازمان تعزيرات حکومتي و معارفه مهدي اميري اصفهاني رئيس جديد اين سازمان با حضور حجت الاسلام و المسلمين مصطفي پورمحمدي وزير دادگستري برگزار شد.
گزارش سفر مأموريت به عتبات عاليات از طرف بعثه مقام معظم رهبري
شست بررسي مصونيت قضايي نمايندگان براساس اداي وظايف نمايندگي با حضور موسي قرباني و علي اکبر اوليا دو نماينده مجلس هشتم برگزار شد؛ قرباني از ديدگاه قوه قضائيه درباره اين موضوع حمايت کرد اما اوليا بر رعايت قانون نظارت بر رفتار نمايندگان تأکيد داشت.
روز شنبه 3 مهر ماه 1395 با حضور دادستان محترم کل کشور و مسؤلين استاني آقاي عبداللهي دادستان قبلي بيرجند توديع و آقاي مقدسي بعنوان دادستان جديد مرکز استان معرفي شد.
پايگاه هاي مرتبط
 
 
 
 
 
 
 
 
 
آمار بازديدکنندگان
آنلاين سايت: 50
بازديد امروز: ۲۱۰۱
بازديد اين ماه: ۷۱۹۹۶
بازديد كل: ۲۳۹۴۰۳۲

نقشه ساواک براي تخريب چهره آيت‌الله فلسفي +اسناد

نقشه ساواک براي تخريب چهره آيت‌الله فلسفي +اسناد

تاريخ: 15/10/1394
کد خبر: 12031
رئيس وقت ساواك به آيت‌الله فسلفي مي‌گويد:«تغيير روش‌ بدهيد و دست‌ از انتقاد برداريد. منبر برويد، ولي‌ عادي‌. اگر قبول‌ مي‌كنيد و به‌ ما قول‌ مي‌دهيد، خيلي‌ خوب‌؛ ولي‌ اگر قبول‌ نكنيد، عكسي‌ تهيه‌ شده‌ است‌ كه‌ حيثيت‌ شما را بر باد مي‌دهد».
رئيس وقت ساواك به آيت‌الله فسلفي مي‌گويد:«تغيير روش‌ بدهيد و دست‌ از انتقاد برداريد. منبر برويد، ولي‌ عادي‌. اگر قبول‌ مي‌كنيد و به‌ ما قول‌ مي‌دهيد، خيلي‌ خوب‌؛ ولي‌ اگر قبول‌ نكنيد، عكسي‌ تهيه‌ شده‌ است‌ كه‌ حيثيت‌ شما را بر باد مي‌دهد». بعد او عكس‌ را درآورد و به‌ من‌ نشان‌ داد. عكس‌، سر و صورت‌ من‌ را كه‌ به‌ بدن‌ مردي‌ مونتاژ شده‌ بود، در كنار يك‌ زن‌ نشان‌ مي‌داد. نصيري‌ گفت‌: «از اين‌ عكس‌ تعداد كثيري‌ تهيه‌ شده‌ است‌. اگر شرايط‌ ما را قبول‌ نكرديد، آنها را در سراسر مملكت‌ پخش‌ خواهيم‌ كرد و ضربة‌ غيرقابل‌ جبراني‌ به‌ شما وارد خواهيم‌ ساخت‌. براي‌ اينكه‌ اتمام‌ حجت‌ كرده‌ باشم‌، خواستم‌ قبل‌ از پخش‌ عكس‌، با شما ملاقات‌ كنم‌ و اين‌ مطلب‌ را بگويم‌».

ششم ارديبهشت ماه سال 48، رژيم عراق به دليل شدت گرفتن اختلافات مرزي با ايران ، دستور به اخراج ايرانيان از عراق را صادر كرد. بلافاصله رژيم عراق٬ نزديك به نيم ميليون ايراني را سوار بر كاميون و ماشين حمل زباله٬ به مرزهاي خروجي كشورش رساند و اين اقدام حكومت عراق٬ واكنش علما را در ايران برانگيخت.

حجت الاسلام فلسفي يكي از وعاظ تهران در مسجد سيد عزيزالله به شدت به اين اقدام واكنش نشان داد. در آن زمان با توجه به بالا گرفتن تنش‌هاي ايران و عراق٬ رژيم با حذف بخش‌هايي٬ اين سخنراني را در راديو پخش كرد تا به طرف مقابل بفهماند كه تنها دولت ايران نيست كه به عراق پرخاش مي‌كند٬ ملت ايران هم مخالف رژيم عراق است. پس از اين سخنراني، جمشيد اعلم، يكي از سناتورهاي مجلس سنا سعي كرد از اين اتفاقات فضايي را عليه امام خميني (ره) ايجاد كند و براي اين هدف در مجلس‌ سنا  پشت‌ تريبون‌ رفت‌ و مطالبي‌ به‌ اين‌ مضمون‌ گفت‌: «ما به‌ اين‌ روحانيوني‌ كه‌ با ما در بيان‌ فجايع‌ عمال‌ بعثي‌  عراق‌ هم‌صدا شده‌اند، افتخار مي‌كنيم‌؛ ولي‌ آن‌ آقا ـ منظور وي‌ آيت‌الله العظمي‌  امام‌ خميني‌ بود ـ در عراق‌ نشسته‌ و هيچ‌ نمي‌گويد...» بعد علامه وحيدي‌( نماينده ديگر مجلس سنا) در دنباله سخنان‌ جمشيد  اعلم‌ گفت‌: «آن‌ آقا اصلاً ايراني‌ نيست‌.»!   

پس از اين اظهارنظر٬ حجت الاسلام فلسفي با شريف‌ امامي‌ (رييس‌ مجلس‌ سنا) ، تماس مي‌گيرد و مي‌گويد: «مجلس‌ سنا مجلس‌ شيوخ‌ است‌. فكر مي‌كرديم‌ پيرمردهاي‌ پخته‌، دنيا ديده‌ و كارآزموده‌ در آن‌جا اجتماع‌ مي‌كنند. اين‌ چه‌ حادثه‌اي‌ بود؟ آيا قبيح‌ نيست‌ كه‌ در مجلس‌ سناي‌  مملكت‌ يك‌ چنين‌ دروغي‌ بگويند؟ اگر آيت‌الله خميني‌ اين‌ مرجع‌ محترم‌ بيش‌ از ساير مراجع‌ عمل‌ نكرده‌ باشد، كمتر عمل‌ نكرده‌ است‌ و بعد براي‌ نمونه‌، دو مورد را ذكر كردم‌. اول‌ اينكه‌ افراد موثق‌ برايم‌ نقل‌ كردند كه‌ ايشان‌ تلگرامي‌ از  نجف‌ به‌  بغداد به‌ عنوان‌ حسن‌البكر  مخابره‌ كرده‌اند. دوم‌ اينكه‌ اگر خبر نداريد، بدانيد تنها براي‌ اين‌ آقاي‌ بزرگ‌ و مرجع‌ معظم‌ مجلس‌ الاَن‌  عراق‌، كه‌ نمي‌دانم‌ چه‌ مجلسي‌ است‌، تصويبنامه‌اي‌ صادر كرده‌ كه‌ ايشان‌ حق‌ دارد در  عراق‌ بماند و بايد بماند ولي‌ مأمور عراقي‌ كه‌ به‌ منزل‌ ايشان‌  آمد تا ابلاغ‌ كند كه‌ شما مي‌توانيد در  عراق‌ بمانيد؛ ايشان‌ ورقة‌ تصويبنامه‌ را پرت‌ كرده‌اند و گفته‌اند: بگذاريد من‌ بروم‌؛ اگر نگذاريد، من‌ در خانه‌ را به‌ روي‌ خود مي‌بندم‌ و به‌دنيا اعلام‌ مي‌كنم‌ كه‌ در  عراق‌ زنداني‌ هستم‌. اين‌ دو نمونه‌ را تلفني‌ به‌ رئيس‌ مجلس‌ سنا  گفتم‌ و يادآور شدم‌ كه‌ جمشيد اعلم‌  حرفي‌ ناروا و ياوه‌ زده‌ است‌.  بعد هم‌ سخن‌ نامربوط‌ علامه‌ وحيدي‌ را يادآور شدم‌ و گفتم‌: من‌ به‌ شما بگويم‌ مصلحت‌ است‌ كه‌ اين‌ كار را قطعاً جبران‌ كنيد و بعد هم‌ در روزنامه‌ها منعكس‌ شود؛ زيرا عوارض‌ شديدي‌ دارد.»

 سخنراني‌ فلسفي در مجلس‌ ختم‌ مرحوم‌ آيت‌الله چهل‌ ستوني‌

در همين ايام حاج‌ ميرزا عبدالله چهل‌ ستوني‌  امام‌ جماعت‌ مسجد چهل‌ ستون‌، يعني‌  مسجد جامع‌  تهران‌ از دنيا رفت و براي مراسم وي از حجت الاسلام فلسفي دعوت به عمل آمد. حجت الاسلام فلسفي در كتاب خاطراتش كه توسط مركز اسناد انقلاب اسلامي منتشر شده است مي‌گويد:" من‌ به‌ بعضي‌ از بازاري‌ها و تجار محرمانه‌ گفتم‌ كه‌ قضية‌ سنا را در اين‌ منبر خواهم‌ گفت‌ و آن‌ اسائة‌ ادب‌ را جبران‌ خواهم‌ كرد. خودتان‌ بدانيد و به‌ دوستان‌ محرم‌ خود هم‌ بگوييد. براي‌ اينكه‌ اگر خبر پخش‌ مي‌شد شايد  ساواك‌ به‌ نحوي‌ ايجاد مزاحمت‌ مي‌كرد و جلوي‌ منبر مرا مي‌گرفت‌.»

مجلس برگزار مي‌شود و حجت الاسلام فلسفي در ميانه نطق خود به ماجراي سنا اشاره مي‌كند: «در اينجا ناچارم‌ مطلبي‌ را در خصوص‌ احترام‌ به‌ دين‌، احترام‌ به‌ خدا و احترام‌ به‌ روحانيت‌، بگويم‌؛ اما قبلا اين‌ نكته‌ را عرض‌ كنم‌ كه‌ اصولاً در منبر خود از آقايان‌ مراجع‌  تهران‌، قم‌ ،  نجف‌ و مشهد  اسم‌ نمي‌برم‌؛ زيرا براي‌ تمام‌ آنها احترام‌ قائلم‌. همه‌ را آقا و بزرگ‌ مي‌دانم‌. مي‌ترسم‌ كه‌ اگر نام‌ يكي‌ از آنها به‌ مناسبتي‌ برده‌ شود؛ مبادا استشمام‌ كوچكترين‌ اسائة‌ ادب‌ به‌ ديگري‌ شود. اما گاهي‌ شرايطي‌ پيش‌ مي‌آيد كه‌ ناچارم‌ اسم‌ ببرم‌. امروز هم‌ وضع‌ همين‌ طور است‌. پيش‌ آمدي‌ شد كه‌ از مردن‌ سنگين‌تر است‌ و آن‌ معلول‌ عمل‌ خام‌ و حساب‌ نشدة‌  مجلس‌ سنا است‌. يك‌ نفر سناتور مطالب‌ غير واقع‌ گفته‌ و سناتور ديگر، آن‌ گفته‌هاي‌ ناروا را تأييد كرده‌ و نسبت‌ به‌ عالم‌ بزرگوار، مرجع‌ عاليقدر حضرت‌ آيت‌الله خميني‌ ـ در اينجا جمعيت‌ با صداي‌ بلند صلوات‌ فرستادند ـ دامت‌ بركاته‌ بر خلاف‌ ادب‌ صحبت‌ كرده‌ است‌. اين‌ گفتارها دروغ‌ دارد. تهمت‌ دارد. اهانت‌ دارد. حق‌ كشي‌ دارد. و طبعاً خلاف‌ ادب‌ هم‌ دارد. اينها را كه‌ مي‌گويم‌ مو به‌ مو درست‌ است‌. موقعي‌ كه‌ اين‌ مطالب‌ را در سنا گفته‌ بودند روزنامة‌ كيهان‌ آن‌ را به‌ صورت‌ مختصر منتشر كرد و روزنامه‌ اطلاعات‌  ويژة‌ شهرستانها هم‌ تمام‌ مطالب‌ را نوشت‌، ولي‌ اطلاعات‌  تهران‌ چيزي‌ ننوشته‌ بود. به‌ من‌ گفتند كه‌ به‌ خاطر اين‌ نوشته‌ها قم‌  طوفاني‌ شد؛ طلبه‌ها قيام‌ كردند و درس‌ حوزه‌ تعطيل‌ گرديد. آن‌ قدر اين‌ سخنان‌ قبيح‌ و وقيح‌ و بي‌حيا و نارواست‌ كه‌ نبايد منبر مقدس‌ در مسجد مطهر به‌ اين‌ سخنان‌ آلوده‌ شود. فقط‌ دو سه‌ عبارت‌ را كه‌ مي‌شود گفت‌، در اين‌ جا مي‌گويم‌؛ جمله‌اي‌ در آن‌ گفتارها باجي‌ به‌ روحانيون‌ است‌، ولي‌ گوينده‌ در واقع‌ اين‌ باج‌ به‌ آقايان‌ را به‌ قيمت‌ بدگويي‌ به‌ معظم‌ له‌ پرداخت‌ كرده‌ است‌. اين‌ سناتور گفته‌ است‌: «ما به‌ روحانيوني‌ كه‌ با ما در بيان‌ فجايع‌ عمال‌ بعثي‌  عراق‌ هم‌ صدا شده‌اند افتخار مي‌كنيم‌». آقاي‌ سناتور محترم‌! چه‌ كسي‌ به‌ شما گفته‌ است‌ كه‌ روحانيت‌ به‌ منظور هم‌ صدايي‌ با شما حركت‌ كرده‌؟ شما چه‌ كسي‌ هستيد؟ شما خيال‌ مي‌كنيد چون‌ پشت‌ تريبون‌ مجلس‌  هستيد و سرنيزه‌ از شما حمايت‌ مي‌كند، كسي‌ هستيد؟»

در اين‌جا صحبت هاي‌ خود را در اعتراض‌ به‌ اسائة‌ ادب‌ نسبت‌ به‌ امام‌  و بيان‌ دو نمونه‌ از اقدام‌ معترضانة‌ ايشان‌ عليه‌ دولت‌ بعث‌  عراق‌ را كه‌ تلفني‌ به‌  شريف‌ امامي‌ رئيس‌ مجلس‌ سنا  گفته‌ بودم‌، براي‌ مردم‌ نيز شرح‌ دادم‌. سپس‌ گفتم‌: «چرا آن‌ سناتور خلاف‌ واقع‌ سخن‌ گفت‌؟ با اينكه‌ مردم‌ به‌ گفته‌هاي‌ شورا  و  سنا بي‌تفاوت‌اند، چرا در روزنامه‌ها آن‌ مطالب‌ را نشر داديد؟ اين‌ اقدام‌ شما درسها را در حوزة‌ علميه‌ قم‌  تعطيل‌ كرد. طلبه‌ها با چشمان‌ گريان‌ و با بغضي‌ كه‌ در گلو جمع‌ شده‌ بود، به‌ خيابانها ريختند. حرف‌ زدند. براي‌ آقا و بزرگ‌ خود شعار دادند. چرا طلبه‌ها را زديد؟ چرا ناداني‌ كرديد؟ هنوز داريد در راديو تعزيه‌  عراق‌ را مي‌خوانيد. هنوز داريد از ظلم‌ و ستم‌  عراق‌ مي‌گوئيد. هنوز داريد از اين‌ خرمن‌ محصول‌ مي‌گيريد. اقلا صبر مي‌كرديد قصة‌  عراق‌ تمام‌ شود بعد اين‌ كارها را انجام‌ مي‌داديد. خيال‌ كرديد كه‌ اين‌ كارها ارزان‌ تمام‌ مي‌شود؟ مگر مردم‌ كور هستند؟! مي‌خواهيد بگوييد اگر پاسبان‌ عراقي‌ طلاب‌ را در  حوزه‌ علميه‌ نجف‌ بزند، گناه‌ كرده‌ است‌ اما پاسبان‌ ايراني‌ كه‌ در  حوزة‌ علميه‌ قم‌ طلاب‌ را مي‌زند ثواب‌ كرده‌ است‌؟! مي‌خواهيد بگوييد اگر پاسبان‌ عراقي‌ در  نجف‌ اشرف‌ طلاب‌ را بزند، دليل‌ وحشي‌گري‌ و خيانت‌ است‌؛ اما اگر در  قم‌ طلاب‌ را بزنند، دليل‌ بر تمدن‌ و عين‌ سعادت‌ ملت‌ و دولت‌ است‌! مي‌خواهيد بگوييد اگر پاسبان‌ عراقي‌ طلبه‌ را زد، طلبه‌ بگويد: پاسبان‌ عراقي‌! اي‌ جنايت‌كار! دستت‌ بشكند! اما اگر در قم‌  پاسبان‌ طلبه‌ را زد، بگويد: پاسبان‌! اي‌ انسان‌ شريف‌ و پرهيزكار! دستت‌ درد نكند!! مي‌خواهيد بگوييد اگر پاسبان‌ عراقي‌ طلبه‌ را در  عراق‌ زد، گناهش‌ مثل‌ گناه‌ كشتن‌ يك‌ پيغمبر  است‌؛ اما اگر پاسبان‌ ايراني‌ در  حوزه‌ علميه‌ قم‌ طلبه‌ را زد، ثواب‌ نود حج‌ و نود عمره‌ دارد! شما خيال‌ مي‌كنيد با اين‌ كارها مي‌توانيد بر دل‌ها راه‌ پيدا كنيد؟ محال‌ است‌!»

بعد گفتم‌: «براي‌ اينكه‌ از اين‌ مجلس‌ نتيجه‌ بگيريم‌ و كاملاً ثابت‌ و معلوم‌ شود كه‌ اگر گفتم‌ ما از عمل‌ مجلس‌ سنا  متأثريم‌، نگويند كه‌ مردم‌ پاي‌ منبر ساكت‌ نشسته‌ بودند و حرفهاي‌ تو مربوط‌ به‌ مردم‌ نيست‌؛ بنابراين‌ من‌ عين‌ تنفرم‌ را از مجلس‌ سنا باز مي‌گويم‌ و همه‌ شما اگر موافقيد سه‌ بار «صحيح‌ است‌» بگوئيد. ما اعلام‌ مي‌كنيم‌ كه‌ جامعه مؤمنين‌، روحانيون‌ و مردم‌ مسلمان‌ از نطق‌ آلوده‌، خلاف‌ انصاف‌، خلاف‌ فضيلت‌، آلودة‌ به‌ دروغ‌ و آلودة‌ به‌ تهمت‌ سناتور جمشيد اعلم‌ در مجلس‌ سنا  و تأييدي‌ كه‌ سناتور ديگري‌ از او كرده‌؛ از آن‌ نطق‌ و از اين‌ تأييد، منزجر و متنفرند.» (مردم‌ سه‌ بار گفتند صحيح‌ است‌).

بعد از ذكر مصيبت‌ از منبر پائين‌ آمدم‌. اولين‌ كسي‌ كه‌ نزديك‌ منبر بود و مرا در برگرفت‌، مرحوم‌ شهيد مطهري‌  بود. خيلي‌ مرا بوسيد. آن‌ مجلس‌ اثر فوق‌العاده‌ عميقي‌ در زواياي‌ افكار مردم‌ گذاشت‌  ، يعني‌ دستگاه‌ كه‌ به‌ خيال‌ خود از سخنراني‌  مسجد سيد عزيزالله سوءاستفاده‌ كرده‌ بود، كاملاً وارونه‌ و به‌ ننگ‌ و ضرر آن‌ تمام‌ شد. علت‌ اينكه‌ با آن‌ شدت‌ و حدت‌ عليه‌ دستگاه‌ صحبت‌ كردم‌، دفاع‌ از مقام‌ و موقعيت‌  امام‌ بود؛ چون‌ فكر مي‌كردم‌ كه‌ اگر دولت‌ اجازه‌ نمي‌دهد اسم‌ امام‌ برده‌ شود، فتواي‌ امام‌ ذكر شود، اما متصور نيست‌ كه‌ كسي‌ در يك‌ جايگاه‌ رسمي‌ جسارتي‌ به‌ امام‌  نمايد. اين‌ جسارت‌، خشت‌ اول‌ خيانت‌ بود و اگر بي‌تفاوت‌ از آن‌ مي‌گذشتيم‌ معلوم‌ نبود كه‌ وقايع‌ بعد از آن‌ چه‌ مي‌شد، ولي‌ پس‌ از آن‌ سخنراني‌، معلوم‌ شد كه‌ محيط‌  تهران‌ و  ايران‌، هرگز اجازة‌ كمترين‌ اسائة‌ ادب‌ به‌ امام‌ را در يك‌ جايگاه‌ رسمي‌ و علني‌ نمي‌دهد.

 

در آن‌ زمان‌، حساسيت‌ رژيم‌ به‌ امام‌  تا آن‌ حد بود كه‌ كسي‌ در مجالس‌ و منابر جرأت‌ نمي‌كرد از ايشان‌ نامي‌ ببرد. حتي‌ اگر فردي‌ رسالة‌ ايشان‌ را داشت‌، تحت‌ تعقيب‌ قرار مي‌گرفت‌ و به‌ زندان‌ مي‌افتاد، لذا در آن‌ جو خفقان‌آور، نام‌ امام‌ را در منبر مسجد جامع‌ بردن‌ و از معظم‌ له‌ دفاع‌ كردن‌، كاري‌ فوق‌العاده‌ بود.

 

 اقدام‌ پليد ساواك‌

 

دستگاه‌ از منبر مجلس‌ ترحيم‌ مرحوم‌ آيت‌الله چهل‌ ستوني‌  غافلگير شد. مأموران‌ ساواك‌ به‌ دليل‌ غافلگيري‌، گزارش‌ دقيقي‌ از آن‌ منبر نداشتند و مسئولان‌ آنها نمي‌توانستند خوب‌ بفهمند كه‌ من‌ در آن‌ منبر چه‌ گفته‌ام‌. به‌ خاطر دارم‌ كه‌ همان‌ موقع‌ كلانتري‌ بازار و  ساواك‌ همه‌ جا را گشتند تا اگر نوار آن‌ سخنراني‌ وجود دارد، آن‌ را جمع‌ آوري‌ كنند. رژيم‌ تا سر حد جنون‌ به‌ خشم‌ آمده‌ بود و لذا  ساواك‌ دست‌ به‌ اقدام‌ پليدي‌ عليه‌ من‌ زد؛ كاري‌ كه‌ سه‌ سال‌ قبل‌ از آن‌، نصيري‌ مرا به‌ آن‌ تهديد نمود! موضوع‌ از اين‌ قرار بود:" بعد از اينكه‌  ساواك‌ در سال‌ 1344 موفق‌ به‌ ترور جاني‌ من‌ نشد، نقشة‌ پليدي‌ كشيد و به‌ فكر افتاد به‌ جاي‌ ترور جاني‌، مرا ترور شخصيت‌ كند تا به‌ خيال‌ آنها در افكار عمومي‌ بد نام‌ شوم‌! اين‌ موضوع‌ را براي‌ اولين‌ بار است‌ كه‌ مي‌گويم‌، زيرا در زمان‌ رژيم‌  شاه‌ گفتنش‌ مقتضي‌ نبود و پس‌ از انقلاب‌ هم‌ با آگاهي‌ عمومي‌ مردم‌ از ترفندهاي‌ مختلف‌ ساواك‌، ديگر ضرورت‌ و تناسب‌ نداشت‌ كه‌ يكي‌ از موارد بي‌شمار سياهكاري‌ آن‌ در مورد شخص‌ خود را شرح‌ دهم‌.

در سال‌ 1347 يك‌ روز قبل‌ از ظهر، كه‌ در تقويم‌ جيبي‌ خود آن‌ روز را 12 مرداد يادداشت‌ كرده‌ام‌، از  ساواك‌ به‌ من‌ تلفن‌ شد. صداي‌ تلفن‌ كننده‌ برايم‌ آشنا بود، چون‌ هميشه‌ عناصر معيني‌ براي‌ چنين‌ گرفتاري هايي‌ از  ساواك‌ تلفن‌ مي‌زدند. او گفت‌: «بعد از ظهر امروز در منزل‌ باشيد، اتومبيل‌ به‌ دنبال‌ شما مي‌آيد، زيرا قرار است‌ كه‌ ملاقات‌ خصوصي‌ بين‌ شما و تيمسار نصيري‌  صورت‌ گيرد».

بعد از ظهر بود كه‌ ماشين‌ آمد و سوار شدم‌. ماشين‌ وارد  خيابان‌ زعفرانية‌ شميران‌ شد، از آن‌جا به‌ خياباني‌ كه‌ به‌ سعدآباد  منتهي‌ مي‌گرديد، آمد. كمي‌ كه‌ جلو رفت‌ به‌ چهارراه‌ رسيد. دست‌ چپ‌، داخل‌ خياباني‌ پيچيد كه‌ نسبتاً كوتاه‌ و بن‌ بست‌ بود. تا انتهاي‌ اين‌ خيابان‌ رفت‌. در آن‌جا وارد منزلي‌ باغچه‌ مانند شد كه‌ دري‌ بزرگ‌ داشت‌. اتومبيل‌ داخل‌ رفت‌ و ما جلوي‌ يك‌ راهرو پياده‌ شديم‌. شايد عرض‌ راهرو 5/2 متر بود. ديديم‌ طرف‌ دست‌ راست‌ دري‌ هست‌ و مقابل‌ اين‌ در، طرف‌ دست‌ چپ‌، چند نفر ـ كه‌ از هشت‌ نفر كمتر نبودند ـ ايستاده‌اند. من‌ كه‌ رسيدم‌، يك‌ نفر آمد در را باز كرد و من‌ داخل‌ رفتم‌. اتاق‌ نسبتاً وسيع‌ و تالار مانندي‌ بود. در آن‌جا  نصيري‌ روي‌ يك‌ مبل‌ نشسته‌ بود. ميز كوچك‌ كوتاهي‌ به‌ اندازة‌ چاي‌ گذاشتن‌، با ظرف‌ ميوه‌اي‌ جلوي‌ مبل‌ بود. دو سه‌ تا مبل‌ ديگر هم‌ بود.

 

من‌ روي مبل‌ مقابل‌ نشستم‌. در آن‌جا نصيري‌  تنها بود. اول‌ شروع‌ به‌ گله‌ گذاري‌ كرد و گفت: «خلاصه‌ از شما گله‌مند هستيم‌!  اعليحضرت‌ گله‌مند است‌؛ دستگاه‌ گله‌مند است‌ و لذا امروز شما را به‌ اينجا خواسته‌ام‌ كه‌ قدري‌ خصوصي‌ با شما صحبت‌ كنم‌».

 

 صحبت‌ من‌ اين‌ است‌ كه‌ با زبان‌ ملايم‌ به‌ شما مي‌گويم‌: «تغيير روش‌ بدهيد و دست‌ از انتقاد برداريد. منبر برويد، ولي‌ عادي‌. اگر قبول‌ مي‌كنيد و به‌ ما قول‌ مي‌دهيد، خيلي‌ خوب‌؛ ولي‌ اگر قبول‌ نكنيد، عكسي‌ تهيه‌ شده‌ است‌ كه‌ حيثيت‌ شما را بر باد مي‌دهد». بعد او عكس‌ را درآورد و به‌ من‌ نشان‌ داد. عكس‌، سر و صورت‌ من‌ را كه‌ به‌ بدن‌ مردي‌ مونتاژ شده‌ بود، در كنار يك‌ زن‌ نشان‌ مي‌داد. نصيري‌  گفت‌: «از اين‌ عكس‌ تعداد كثيري‌ تهيه‌ شده‌ است‌. اگر شرايط‌ ما را قبول‌ نكرديد، آنها را در سراسر مملكت‌ پخش‌ خواهيم‌ كرد و ضربة‌ غيرقابل‌ جبراني‌ به‌ شما وارد خواهيم‌ ساخت‌. براي‌ اينكه‌ اتمام‌ حجت‌ كرده‌ باشم‌، خواستم‌ قبل‌ از پخش‌ عكس‌، با شما ملاقات‌ كنم‌ و اين‌ مطلب‌ را بگويم‌».

 

* جواب كوبنده آيت‌الله فلسفي به رئيس وقت ساواك

 وقتي‌ نصيري‌  عكس‌ را نشان‌ داد، من‌ با كمال‌ خونسردي‌ گفتم‌: خيلي‌ خوب‌، شما اين‌ عكس‌ ساختگي‌ را تهيه‌ كرده‌ايد؛ اما من‌ هم‌ دوسه‌ جمله‌ براي‌ آگاهي‌ شما مي‌گويم‌: اولاً، انتقادهاي‌ من‌ يك‌ فريضة‌ ديني‌ است‌، به‌ نام‌ امر به‌ معروف‌ و نهي‌ از منكر، من‌ در مقابل‌ گناه‌ و اموري‌ كه‌ بر خلاف‌ مصلحت‌ اسلام‌ و مسلمين‌ است‌، انتقاد مي‌كنم‌. اگر جلوي‌ منبر مرا بگيريد، ديگر تكليف‌ خاصي‌ در اين‌ مورد ندارم‌، ولي‌ اگر منبر بروم‌، بايد حتماً اين‌ وظيفة‌ ديني‌ را انجام‌ بدهم‌. مردم‌ هم‌ در انتظار انجام‌ دادن‌ وظيفة‌ ديني‌ من‌ هستند. بنابراين‌ من‌ با وجود اين‌ عكس‌ كه‌ شما مي‌خواهيد پخش‌ كنيد، دست‌ از وظيفه‌ام‌ بر نمي‌دارم‌. اما اين‌ نكته‌ را هم‌ به‌ شما بگويم‌ كه‌ ما با نصارا فرق‌هايي‌ داريم‌. يكي‌ از آنها امر ازدواج‌ و نكاح‌ است‌. آنها مي‌گويند مسيح‌ ازدواج‌ نكرد؛ بنابراين‌ روحانيون‌ مسيحي‌ ـ فرقة‌ كاتوليك‌ ـ هم‌ بايد تارك‌ دنيا باشند و ازدواج‌ نكنند، ولي‌ در اسلام‌، ما خودمان‌ روي‌ منبر گفتة‌ پيامبر (ص‌)  را مي‌خوانيم‌: «النكاح‌ سنتي‌ فمن‌ رغب‌ عن‌ سنتي‌ فليس‌ مني‌»  اگر من‌ كشيش‌ نصراني‌ بودم‌ و جامعة‌ ايراني‌ هم‌ مسيحي‌ بود، شايد پخش‌ اين‌ عكس‌ در افكار مردم‌ اثر مي‌گذاشت‌؛ زيرا آنها مي‌گفتند: شما خود را تارك‌ دنيا مي‌دانيد و زن‌ نمي‌گيريد، ولي‌ در عمل‌ و پنهاني‌ ازدواج‌ مي‌كنيد! اما نه‌، ما روحانيون‌ مسلمان‌ هستيم‌. تمام‌ مجتهدين‌ و علما زن‌ دارند. حالا اگر شما عكس‌ يك‌ روحاني‌ مسلمان‌ را با زن‌ نشان‌ بدهيد، چه‌ زياني‌ به‌ او مي‌رسانيد! بنابراين‌، پخش‌ اين‌ عكس‌ در ميان‌ مسلمانان‌ بي‌اثر است‌ و اما از نظر اجتماعي‌، مردمي‌ كه‌ بدانند شما اين‌ عكس‌ را مونتاژ كرده‌ايد و پخش‌ نموده‌ايد، تنفر آنها از شما دو چندان‌ مي‌شود. آن‌ وقت‌ خواهيد ديد كه‌ ضرر كرده‌ايد و با توجه‌ به‌ اينكه‌ شصت‌ و اندي‌ سال‌ از عمرم‌ مي‌گذرد، مردم‌ به‌ سادگي‌ مي‌توانند به‌ غير واقعي‌ بودن‌ اين‌ عكس‌ پي‌ ببرند! به‌ همين‌ دليل‌ هرگز كوچكترين‌ اضطرابي‌ ندارم‌ از اين‌ كه‌ شما مي‌خواهيد اين‌ عكس‌ را پخش‌ كنيد! من‌ در پناه‌ خدا و براي‌ رضاي‌ خدا حرفهايم‌ را مي‌زنم‌ و شما هم‌ آزاد هستيد هر كاري‌ كه‌ مي‌خواهيد بكنيد!»

من‌ حرف ها را با كمال‌ صراحت‌ گفتم‌. نصيري‌  هم‌ خيلي‌ تعجب‌ كرد كه‌ من‌ در مقابل‌ ديدن‌ آن‌ عكس‌ كوچكترين‌ اضطراب‌ و ناراحتي‌ از خود نشان‌ ندادم‌.

فرداي‌ آن‌ روز به‌ آقايان‌ اهل‌ علم‌ كه‌ روزها به‌ منزل‌ ما مي‌آمدند، اجمالاً گفتم‌: «ممكن‌ است‌ براي‌ من‌ يك‌ عكس‌ ساختگي‌ پخش‌ كنند. الآن‌ ذهنتان‌ را متوجه‌ مي‌كنم‌ كه‌ اين‌ كار ساواك‌ است‌ و پخش‌ آن‌ را هم‌ خود  ساواك‌ به‌ عهده‌ دارد». اما از ملاقات‌ با  نصيري‌ چيزي‌ نگفتم‌. هنوز مدت‌ زيادي‌ از اين‌ ملاقات‌ نگذشته‌ بود كه‌ آنها براي‌ اينكه‌ نشان‌ بدهند در تصميم‌ خود جدي‌ هستند، يك‌ روز كه‌ براي‌ سخنراني‌ به‌  مسجد مجد رفته‌ بودم‌، اين‌ عكس‌ را به‌ راننده‌ام‌ دادند و عكسي‌ را نيز براي‌ مرحوم‌ حاج‌ ميرزا عباسعلي‌ اسلامي‌  ـ متصدي‌  مسجد سيدعزيزالله ـ فرستادند. آن‌ بيچاره‌ها اين‌ عكس‌ مونتاژ را آخرين‌ تير در تركش‌ خود، براي‌ به‌ سكوت‌ كشاندن‌ من‌ به‌ حساب‌ مي‌آوردند و نمي‌خواستند آن‌ را به‌ آساني‌ خرج‌ كنند؛ تا در موقع‌ مناسب‌ آن‌ را براي‌ ضربه‌ زدن‌ به‌ من‌ به‌ كار گيرند.

 

* واكنش‌ مردم‌ به اقدام مذبوحانه ساواك

 

از نظر  ساواك‌، بعد از سخنراني‌ تند  مسجد جامع‌  تهران‌، ديگر زمان‌ آن‌ رسيده‌ بود كه‌ تهديد مذكور عملي‌ شود و آنها مرا ترور شخصيت‌ كنند، تا به‌ خيال‌ خودشان‌ هم‌ به‌ من‌ ضربه‌ بزنند و هم‌ اثر منبرم‌ را در مردم‌ از بين‌ ببرند، لذا به‌ سرعت‌ و به‌ طور گسترده‌ آن‌ عكس‌ ساختگي‌ را در سراسر كشور پخش‌ كردند.

 

بعضي‌ از اشخاص‌ كه‌ آن‌ را ديده‌ بودند، به‌ من‌ تلفن‌ مي‌كردند و از اين‌ حركت‌ مذبوحانه‌ اظهار تأسف‌ مي‌نمودند و من‌ جواب‌ مي‌دادم‌: «اين‌ مسأله‌ براي‌ من‌ مهم‌ نيست‌؛ اما از آن‌جا كه‌ حاكي‌ از شرف‌سوزي‌ و فضيلت‌سوزي‌ است‌، باعث‌ مي‌شود كه‌ در اين‌ مملكت‌ هيچ‌كس‌ احساس‌ امنيت‌ خاطر نكند و امنيت‌ از مردم‌ سلب‌ شود و آنها هميشه‌ در نگراني‌ به‌ سر ببرند».

 

اصولاً از بين‌ بردن‌ شخصيت‌ يك‌ انسان‌ ـ ترور شخصيت‌ ـ به‌ مراتب‌ ناگوارتر و سخت‌تر از نابود كردن‌ جسم‌ و جان‌ اوست‌، زيرا از بين‌ بردن‌ شخصيت‌، يك‌ عمل‌ ممتد است‌ و عوارض‌ و تبعات‌ منفي‌ آن‌ تا مدت‌هاي‌ طولاني‌ ادامه‌ دارد. از بين‌ بردن‌ يك‌ منبري‌ ـ كه‌ راهنماي‌ افكار مردم‌ و مبلغ‌ اوامر الهي‌ است‌ ـ نابودي‌ يك‌ فرد نيست‌، بلكه‌ يك‌ مملكت‌ را از آزادي‌ و توجه‌ به‌ وظايف‌ ديني‌ خود باز مي‌دارد.

 

خدا شاهد است‌ كه‌ پس‌ از پخش‌ عكس‌ مزبور، حتي‌ يك‌ تلفن‌ هم‌ به‌ من‌ نشد كه‌ اسائة‌ ادبي‌ صورت‌ گيرد يا چيز ناروايي‌ گفته‌ شود، بلكه‌ بر عكس‌، همه‌ احساس‌ همدردي‌ با من‌ و نفرت‌ و انزجار از اقدام‌ ضد انساني‌  ساواك‌ مي‌كردند.   لذا اين‌ قضيه‌ براي‌  ساواك‌ نتيجة‌ معكوس‌ داشت‌.

 

مردي‌ مسلمان‌ و آزاده‌ و فهيم‌ كه‌ بسيار اهل‌ درك‌ بود و گاهي‌ در مجالس‌ با هم‌ برخورد مي‌كرديم‌ و سلام‌ و عليكي‌ داشتيم‌، با اينكه‌ هرگز منزل‌ من‌ نيامده‌ بود، تلفن‌ كرد و گفت‌: «مي‌خواهم‌ چند دقيقه‌ منزل‌ شما بيايم‌ و شما را ببينم‌». آمد و گفت‌: «از اين‌ عكس‌ كه‌ پخش‌ كرده‌اند، به‌ من‌ هم‌ داده‌اند». عكس‌ را نشان‌ داد و جلوي‌ من‌ پاره‌ كرد و دور ريخت‌. گفت‌: «آمده‌ام‌ به‌ شما تبريك‌ بگويم‌. مي‌دانستم‌ و مي‌ديدم‌ كه‌ شما از اعمال‌ دستگاه‌ انتقاد مي‌كنيد، اما فكر نمي‌كردم‌ كه‌ انتقادهاي‌ شما اينقدر روي‌ دستگاه‌ اثر گذاشته‌ و آنها را تا اين‌ اندازه‌ در فشار سياسي‌ قرار داده‌ باشد كه‌ دست‌ به‌ چنين‌ كاري‌ بزنند! وقتي‌ كه‌  ساواك‌ اين‌ عكس‌ را منتشر كرد، فهميديم‌ انتقادات‌ شما براي‌ اينها كشنده‌ است‌ كه‌ به‌ اين‌ فكر پليد افتاده‌اند و اقدام‌ به‌ چنين‌ سياهكاري‌ نموده‌اند».

 

نكتة‌ ديگر اينكه‌ من‌ در مجالس‌ فواتح‌، يا صبح‌ منبر مي‌رفتم‌ يا عصر و يا اينكه‌ هم‌ صبح‌ و هم‌ عصر منبر مي‌رفتم‌. در بعضي‌ از مساجد وقت‌ نبود و لذا هر چند ساعت‌، دو مجلس‌ مي‌گرفتند.

 

روزي‌ ساعت‌ 1 تا 3 بعد از ظهر به‌ مسجدالجواد  و عده‌ داده‌ بودم‌، تا بعد از آن‌ براي‌ استراحت‌ به‌ منزل‌ بروم‌، اما براي‌ مجلس‌ ديگري‌ كه‌ از ساعت‌ 3 تا 5 بود، نيز مرا دعوت‌ كردند. گفتم‌: «نمي‌توانم‌ دو منبر متوالي‌ بروم‌. منبر اول‌ را ـ در ساعت‌ قبل‌ از آن‌ ـ وعده‌ داده‌ام‌؛ اگر مي‌توانيد اولي‌ را موافق‌ كنيد كه‌ از من‌ صرفنظر كند، مي‌آيم‌ و گرنه‌ نمي‌شود». شخص‌ دعوت‌ كننده‌ گفت‌: «غير ممكن‌ است‌ و بايد بياييد»! تعجب‌ كردم‌ كه‌ چرا وي‌ اين‌ همه‌ اصرار مي‌كند. بعد گفت‌: «انتقادهاي‌ شما از دستگاه‌ باعث‌ پخش‌ عكس‌ از طرف‌ ساواك‌ شده‌است‌. من‌ مي‌خواهم‌ شما در مجلس‌ ختم‌ ما منبر برويد تا ثواب‌ اين‌ انتقادها براي‌ روح‌ مادر من‌ باشد كه‌ از دنيا رفته‌ است‌!» من‌ هم‌ ناچار دعوت‌ او را پذيرفتم‌.

 

بنابراين‌، پخش‌ آن‌ عكس‌ نه‌ تنها به‌ شخصيت‌ من‌ ضربه‌ نزد، بلكه‌ بر عكس‌، عوارضي‌ پيدا كرد كه‌ دستگاه‌ را از عمل‌ خود پشيمان‌ نمود.

 

در آن‌ زمان‌ هم‌ گاهي‌ مي‌شنيدم‌  ساواك‌ به‌ اين‌ نتيجه‌ رسيده‌ است‌ كه‌ پخش‌ عكس‌ ساختگي‌ در بين‌ مردم‌ بي‌اثر بوده‌   و احتمالاً فلاني‌ انتقاداتش‌ را شدت‌ خواهد داد، لذا تصميم‌ گرفتند اصولاً مانع‌ منبر رفتنم‌ شوند.

 

در تصوير مونتاژي ساواك٬ حجت الاسلام فلسفي را در كنار زني نيمه عريان نشان مي داد.  ساواك دستور داده بود از اين عكس به تعداد زياد تكثير و از طريق ساواك مركز و شهرستانها ميان اشخاص معروف و متنفذ دولتي و غير دولتي مانند رؤسا و نمايندگان مجلسين، استادان دانشگاه ها، مديران نشريات، ائمه جماعات و روحانيون سرشناس، بازاريان و غيره توزيع كرد.  براي اطمينان از وصول اين عكس ها به مقصد، مدير كل سوم ساواك سه روز پس از سخنراني حجة الاسلام فلسفى (50.10.28) در نامه‌اي «خيلي فوري» و «سري» به كليه ساواكهاي سراسر كشور، ضمن اينكه آنها را در جريان اقدام ساواك مركز گذارد، دستور داد كه عكس ها را سانسور نكرده و مانع ارسال آنها نشوند و عكس العمل دريافت كنندگان را اعلام دارند.

نقشه ساواک براي تخريب چهره آيت‌الله فسلفي +اسناد

نقشه ساواک براي تخريب چهره آيت‌الله فسلفي +اسناد

نقشه ساواک براي تخريب چهره آيت‌الله فسلفي +اسناد

 

منبع: پايگاه اطلاع رساني مرکز اسناد انقلاب اسلامي


 

ارسال نظر
تنها در صورتی که اظهار نظرها مشتمل بر توهین ، افترا ، کذب ، خلاف واقع ومخالف مصالحِ ملی و موازین شرعی نباشد منعکس خواهد شد.
نام و نام خانوادگی
آدرس رایانامه
نظر
در آخرين روز از نهمين دوره مجلس شوراي اسلامي ،حافظه موبايل نمايندگان از حافظه مجلس نهم پر شد.
فرزند آيت الله مرعشي نجفي گفت: آقاي بهجت مي گفت فردي از امام زمان(عج) درباره آيت‌الله مرعشي نجفي مي پرسند و آقا در پاسخ مي فرمايند مرعشي نجفي از خود ماست.
گرچه در مکه مکرمه مأموريّتي خاصّ داشتم ولي اين مأموريّت مانع کارهايِ خارج از برنامه نشد بر همين اساس به صحنه ها جالبي برخورد داشتم که نگاشتن آن خالي از لطف نبوده و خواندن آن خصوصا براي همشهريان عزيز بي فايده نيست
آيت‌الله هاشمي رفسنجاني در کتاب خاطرات خود به سهم خواهي موسوي خوئيني‌ها از آيت‌الله خامنه‌اي اشاره مي‌کند که ذکر اين خاطره خالي از لطف نيست.
حجت‌الاسلام موسي قرباني: انقلاب اسلامي مردم ايران، برترين و مقدس ترين انقلاب در طول تاريخ انقلاب‌هاي دنيا است/ مردم عزيز ما با وجود برخي مشکلات معيشتي پاي انقلاب خود ايستاده‌اند/ انقلاب اسلامي نزديکترين انقلاب به اهداف الهي است
اميدوارم با توجه به اينکه حقير ثبت نام نکرده ام و نماينده فعلي يکي از شهرستانها تقاضاي انتقال به تهران کرده است و يکي از نمايندگان هم قطعا راي نمي آورد واکثريت نمايندگان جديد خواهند بود ، با شور و نشاط و هماهنگي بيشيري براي استان خدمت کنند
دوستان خوب توجه کنند که در 4 دوره قبل نماينده قاينات نزديک به 60% و در دوره هفتم مجلس 70% مردم او را انتخاب کرده اند وعليرغم کسب راي اکثريت قوي مردم بعد از انتخابات تنها با برگزاري يک جلسه تشکر از مردم و آنهم روز شنبه بعد از انتخابات همه چيز پايان مي پذيرفت تا هر چه سريعتر فضاي انتخابات برچيده شود و مردم اذيت نشوند.
روز آخر مجلس هشتم جلسه توديعي در سالن دانشگاه پيام نور گرفتم واز تعدادي از دوستان که در دفتر با من همکاري ويژه داشته اند و در واقعي کمک شخصي به داشتند نيز تقدير و تشکر کردم
خدمت‌ برادران‌ و خواهران‌ محترم‌ نماينده‌ عرض‌ كنم‌، نامه‌اي‌ از يكي‌ از مراجع‌ عظام‌ قم‌ خطاب‌ به‌ رياست‌ محترم‌ مجلس‌ كه‌ مخاطب‌ آن‌ نمايندگان‌ هم‌ هستند واصل‌ شد كه‌ من‌ اين‌ نامه‌ را خدمت‌ شما قرائت‌ مي‌كنم‌.
تجليل از قرباني در همايش تکريم خدمت
سپاسگزارِ ،انجام وظيفه در مجلس ، تنقيح قوانين ، انتخابات، يک سوزن بخود و يک جوال دوز به ديگران و تذکرات به مسؤلين
مجلس در کلام رهبر معظم انقلاب،نکاتي پيرامون مرحوم مدرس،پاسخ به شبهات ، دفاع از عملکرد و بحث انتخابات
هفته دفاع مقدس ، جنگ نرم ، شبيخون فرهنگي و جنگ فرهنگي، برنامه ريزي براي اشتغال از درآمد يارانه ها، برنامه ريزي براي سرشماري و  آغاز سال تحصيلي 90-91
گويا از آنچه به دست اصلاح طلبان برسر کشور آمده که فتنه 88 را نيز آنان خلق کردند غافل شده‌ و نقشه هاي شوم اصحاب فتنه و منحرفان را فراموش کرده ايم
در بخشي از نامه شهيد بهشتي به حضرت امام درباره بني‌صدر آمده است: پناه دادن رئيس جمهور به مخالفان حاکميت اسلام، عرصه کار را بر همه کساني که شب و روز در اين راه تلاش کرده و مي‌کنند، روز به روز تنگتر مي‌کند.
رئيس وقت ساواك به آيت‌الله فسلفي مي‌گويد:«تغيير روش‌ بدهيد و دست‌ از انتقاد برداريد. منبر برويد، ولي‌ عادي‌. اگر قبول‌ مي‌كنيد و به‌ ما قول‌ مي‌دهيد، خيلي‌ خوب‌؛ ولي‌ اگر قبول‌ نكنيد، عكسي‌ تهيه‌ شده‌ است‌ كه‌ حيثيت‌ شما را بر باد مي‌دهد».
در کتاب خاطرات آيت الله علي آل اسحاق که انتشارات مرکز اسناد انقلاب اسلامي منتشر کرده است، خاطره اي مربوط به شکنجه رهبر معظم انقلاب منتشر شده است
يک شب تصميم گرفتيم که آفتابه‌هاي موجود در توالت را نيمه شب جمع کنيم و در جايي پنهان کنيم.
ماجراي تنبيه آيت الله مهدوي کني توسط پدرش
هاشمي رفسنجاني در خاطرات 14 ارديبهشت 1362 به تعطيلي روزنامه اطلاعات به دستور امام خميني اشاره کرده و از شفاعت بي نتيجه خود در اين رابطه پيش امام سخن مي گويد.
نهضت آزادي پشت‌پرده‌ اين جريان هستند و اگر ما بخواهيم اين آشوب و شورش را بخوابانيم بايد سران اينها را دستگير کرده ... حتي اگر لازم باشد آن‌ها را به سينه‌ ديوار بگذاريم.
آيت الله محمدي گيلاني يکي ازشخصيت هاي ماندگارتاريخ انقلاب است که باقائم مقامي منتظري مخالف بود و اين مخالفت را نيز به اطلاع امام رسانده بود ...
ماجراي نطق جنجالي ناطق نوري عليه يادگار امام چه بود؟!
حسن روحاني چگونه حجاب را براي کارکنان زن ارتش اجباري کرد؟!
زندگينامه
 

ظاهرش بيشتر نشان مي دهد اما در واقع متولد بيستم شهريور ماه هزار و سيصد وسي ونه است قرباني بعد از انقلاب در مدرسه عالي تربيتي و قضائي طلاب قم (دانشگاه قم فعلي) ادامه تحصيل داد و ...

 
آشنايي با پايتخت زعفران جهان
 

قاين بعد از اسلام در مورد فتح قهستان و قاين مورخين عرب و ايراني به اختلاف سخن گفته اند به چند مورد آن اشاره مي شود 1- نشريه فرهنگ شماره 6 در بهار 1369 به قلم دكتر راشد محصل بيرجندي مي نويسد. در زمان عهد خليفه دوم وقتي مسلمانان وارد ايران شدند احنف بن قيس به خراسان شتافت و از راه طبس به قهستان آمد 2- تاريخ طبري در فتح قاين مي نويسد در زمان خليفه دوم پس از فرار يزد جرد به مرواحنف بن قيس راه خراسان گرفت و از اصفهان به طبس سر درآورد و حدود طبس و قاين و كوهستان را به زيريي سپرد و هرات را بدون جنگ تصرف كرد.